رمان ایرانی

شعله آبی

«در طول عمرمان چقدر حرف و کلمه را قورت می‌دهیم؟ کلماتی که ممکن است راه زندگی و سرنوشت‌مان را برای همیشه عوض کند. چطور که از بلعیدن آن همه حرف پر از بار احساسی رودل نمی‌شدیم؟! خوش به حال کسانی که حداقل نصف این حرف‌ها را بر زبان می‌آورند و از عواقبش نمی‌ترسیدند. اما من...شاید از بچگی عادت کرده بودم حرف‌ها را مثل آدامس‌هایی که نمی‌دانی باید با آن‌ها چه کنی می‌بلعیدم.»

9786007507025
۱۳۹۳
۳۷۶ صفحه
۲۱۲۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده تکین حمزه‌لو
۱۸ رمان تکین حمزه‌لو، رمان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به عشق، خانواده، روابط عاطفی و بحران‌های اجتماعی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های تکین حمزه‌لو
دختری در مه
دختری در مه فکر می‌کنم دختران بسیاری هستند که در هاله‌ای از مه زندگی می‌کنند: دخترانی که تنها در قصه‌ها نیستند، آنها واقعیت دارند و در میان همان مه روزهای عمر را می‌گذرانند. نمی‌دانم... ولی شاید سرنوشت او را در سر راه من قرار داده بود، تا زندگی‌اش را ببینم و امروز راوی آن باشم.
عاشقانه برای پسرم
عاشقانه برای پسرم از مهر مادر شنیده بودم و از محبت بی‌دریغش ولی اکنون که آن را به چشم دیدم شاید به جنون نزدیک‌تر بدانمش با تو پیمان بستم و در خیال خود تا پایان عمر همراهت گشتم. من اولین کسی بودم که تو را ترک کردم.
مهر و مهتاب
مهر و مهتاب از "مهتاب عشق " تا "مهر زندگی" مهتاب یادآور عشق است و تکرار دلدادگی. و مهر در پس مهتاب و نمایانگر گرمای زندگی. مهر و مهتاب همان گرمای عشق هر روزه‌ی ماست و روایت آن تکراری است از زندگی با نیم‌نگاهی متفاوت.
حوض فیروزه
حوض فیروزه فکر کردم سارا اعتماد به نفس همه پولدارها را داشته دیگر. همان‌ها که بلدند از کدام مزون لباس بخرند که مثل ما نباشند و لباسشان تک باشد. کدام آرایشگاه بروند که مواد خوبی بکار ببرد که مبادا پوست و مویشان خراب شود نه مثل ما که فقط دنبال ارزان‌ترین جاها می‌گشتیم. لابد برای عطر و زر و زیور هم سلیقه ...
راه طولانی
راه طولانی دوست داشتم بروم کنارش بنشینم و بی‌مقدمه بگویم: یادته من با یکی از بچه‌های همسایه بازی می‌کردم، اون کی بود؟ بعد هم خانه‌‌ای که در خواب می‌دیدم را توصیف کنم و بپرسم: اونجا خونه ما بود؟ ما حوض و درخت نخل داشتیم؟
مشاهده تمام رمان های تکین حمزه‌لو
مجموعه‌ها