نمایش‌نامه

آخر بازی (بازی در 1 پرده) نمایش‌نامه

(End game)

بکت، نام نمایش‌نامه «آخر بازی» را از بازی شطرنج گرفته است. البته نمایش‌نامه راجع به پایان بازی شطرنج نیست. اما وضع پایان بازی در شطرنج مقایسه‌ای است با پایان بازی زندگی. «پایان در آغاز است با این وجود ادامه می‌دهیم.» در «آخر بازی» هیچ اتفاقی نمی‌افتد و این «هیچ» است که اهمیت دارد. «گریه کن، گریه کن برای هیچ فقط برای این که نخندی»

قطره
9786001195020
۱۳۹۲
۸۶ صفحه
۱۰۱۶ مشاهده
۵ نقل قول
ساموئل بکت
صفحه نویسنده ساموئل بکت
۳۹ رمان ساموئل بکت، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس ایرلندی و برنده نوبل ادبیات، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در دوبلین به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن به انگلیسی و فرانسوی و تجربه تئاتر مدرن شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با ...
دیگر رمان‌های ساموئل بکت
عشق اول و دیگر نوشته‌ها
عشق اول و دیگر نوشته‌ها دست کم وقتی کنارش بودم، می‌توانستم به چیزی غیر از او فکر کنم، به چیزهای مطمئن و قدیمی، و به این ترتیب کم کمک، مثل کسی که به قعر و اعماق چیزی فرو می‌رود، دیگر می‌توانستم به هیچ‌چیز فکر نکنم. و می‌دانستم تاوان دوری از او از دست دادن این آزادی است، آزادی برای این که به هیچ چیز فکر ...
خلواره
خلواره «خلواره» مجموعه‌ای از نمایشنامه‌های کوتاه ساموئل بکت با هدف ارائه‌ی نمایی کلی از تفکرات و ایده‌های او در قالب نمایش‌نامه‌ است. به عبارت دیگر بررسی جنبه‌های مختلف زندگی انسانی از نگاه بکت و از طریق هنر تئاتر است. در این آثار کوتاه بکت، تئاتر به عریان‌ترین شکل خود رسیده است: صدایی در تاریکی، خاطره‌ای بریده‌شده، تنی در یک فضا. خلواره، ...
روزهای خوش
روزهای خوش "روزهای خوش" یکی از برجسته‌ترین آثار ساموئل بکت، نمایشنامه‌نویس برنده جایزه نوبل، است که به‌خاطر نوآوری‌هایش در درام مدرن شناخته می‌شود. این نمایشنامه دو پرده‌ای که اولین بار در سال ۱۹۶۱ اجرا شد، به کاوشی عمیق در مورد وجود انسان، انزوا، و گذر زمان می‌پردازد. بکت در این اثر با بهره‌گیری از سبک مینیمالیستی خاص خود، استعاره‌های بصری قدرتمند و ...
مالون می‌میرد
مالون می‌میرد عاقبت با همه حرف‌ها من به زودی خواهم مرد. شاید ماه دیگر، آن‌وقت یا ماه آوریل خواهد بود یا ماه مه. چون هنوز اول‌های سال است، من این را از هزار نشانه کوچک می‌فهمم. شاید اشتباه می‌کنم، شاید تا روز یحیای تعمیددهنده، یا حتی چهارده ژوییه، روز جشن آزادی، زنده بمانم.
پایان
پایان 7 روز هفته را کار نمی‌‌کردم، چون تقریبا خرجی نداشتم. حتی می‌توانستم کمی هم پس‌انداز کنم، برای روزهای مبادا. روزهایی که کار نمی‌کردم، در دخمه‌‌ام دراز می‌کشیدم. دخمه‌ام کنار رودی بود، در یک ملک خصوصی، یا ملکی که قبلا خصوصی بوده. این ملک که ورودی‌اش به خیابانی تنگ، تارک و آرام باز می‌شد، در دیواری محاط بود، طبیعتا به جز ...
مشاهده تمام رمان های ساموئل بکت
مجموعه‌ها