در نمایشنامه حاضر محاکمهای اتفاق نمیافتد تا دفاعیهای صورت بگیرد، در عین حال سرنوشت راوی و سقراط، هر دو نوشیدن جام شوکران است، بنابراین «مترجم شوکراننوشی من» را به گزینههای دیگر ترجیح داد.
۲۳ رمان
وودی آلن نویسنده، فیلمساز، بازیگر و طنزپرداز آمریکایی است. او در نیویورک به دنیا آمد و بخش بزرگی از جهان هنریاش نیز با همین شهر، گفتوگوهای عصبی و طنز روشنفکرانه پیوند خورده است.
آلن از استندآپ کمدی و نوشتن متنهای طنز آغاز کرد و سپس به سینما رفت. در آثارش معمولاً عشق، اضطراب، شکست، روانکاوی، مرگ و زندگی شهری با طنزی خشک و خودآگاه ترکیب میشوند.
فیلمها و نوشتههای او اغلب پر از شخصیتهاییاند که زیاد حرف میزنند، زیاد فکر میکنند و ...
جنایت سازمانیافته
سال گذشته، جنایت سازمانیافته مستقیما مسئول بیش از صد قتل بوده و با قرض دادن یا کرایه ماشین به قاتلان یا نگه داشتن کت آنها، به شکل غیر مستقیم در صدها قتل دیگر مشارکت داشته، فعالیتهای غیر قانونی دیگری که اعضای کوزانوسترا در آن شرکت داشتهاند شامل قمار، مواد مخدر، فحشا، هواپیماربایی، نزولخواری، و انتقال یک ماهی سفید بزرگ از ...
دفاع از دیوانگی
این کتاب شامل سرفصلهای: فهرستهای مترلینگ، نگاهی به جرایم سازمانیافته، خاطرات اشمید، فلسفه من، بله اما اینکار از عهده ماشین بخار برمیآید؟، بولتن بهاره، مکاتبات گوساژ ـ واردبدیان، خاطرات دهه بیست، کنت دراکولا، گفتگو با هلموتز، زندهباد بارگاس، گزیدههایی از یادداشتهای آلن، بررسی پدیدههای فراطبیعی، مسابقه هوش با کارآگاه فورد، نابغه ایرلندی، داستانهای حیرتآور و موجودات افسانهای، اما آرام... خیلی ...
پرسش
نوشته حاضر نمایشنامهای تکپردهای بر اساس یکی از رویدادهای زندگی آبراهام لینکلن. رویداد مورد نظر ممکن است واقعیت داشته یا نداشته باشد. مهم این است که وقتی که نوشتمش خسته شدم.
دوباره اون آهنگو بزن سم از این آب ننوشید
این دو نمایشنامه وودی آلن نخستین تجربههای اویند در تئاتر برادوی و هر دو هم بعدتر با بازی خود او به فیلم در آمدند، کمدیهایی سرزنده و شوخ و شنگ و پرشتاب که غالب درونمایهها و دغدغههای همیشگی آثار آلن را در خود دارند، پیچیدگیها و بحرانهای روابط عاطفی، نسبیتهای اخلاقی و تقارنها و تصادفهایی که مسیر زندگی آدمی را ...
کنت دراکولا
جایی در ترانسیلوانیا، دراکولای خونآشام در تابوتش دراز کشیده و منتظر فرا رسیدن شب است. از آنجا که قرار گرفتن در معرض انوار آفتاب به متلاشی شدنش میانجامد، در اتاقکی با آستر ساتن که نام خانوادگیاش بر آن نقرهکوب شده پناه میگیرد. لحظه تاریکی که درمیرسد، موجود خبیث به یاری غریزهی جادوییاش از مأمن خویش بیرون میآید، و در قالب ...