نمایش‌نامه

اسماعیل اسماعیل

اسماعیل اسماعیل، نمایش‌نامه‌ای است که به درون کاوی شخصیتی می‌پردازد که بعد از جدا شدن از موقعیت جنگ، خود را در مکانی امن، که یک آسایشگاه خصوصی است، محبوس می‌کند تا خود را و آنچه بر او گذشته به چالش بکشد، او به این تنهایی و خود کاوی نیازمند است، اما همسر جوانش...

9789640012529
۱۳۸۹
۳۲ صفحه
۶۶۲ مشاهده
۰ نقل قول
جمشید خانیان
صفحه نویسنده جمشید خانیان
۱۲ رمان جمشید خانیان، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی کودک و نوجوان است و نامش با آثاری پیوند خورده که به جنگ، جنوب، نوجوانی، خیال و نمایش نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار ...
دیگر رمان‌های جمشید خانیان
اسماعيل اسماعيل (نمايش‌نامه)
اسماعيل اسماعيل (نمايش‌نامه) اسماعیل اسماعیل، نمایش‌نامه‌ای است که به درون کاوی شخصیتی می‌پردازد که بعد از جدا شدن از موقعیت جنگ، خود را در مکانی امن، که یک آسایشگاه خصوصی است، محبوس می‌کند تا خود را و آنچه بر او گذشته به چالش بکشد، او به این تنهایی و خود کاوی نیازمند است، اما همسر جوانش...
پر قیچی (7 پرده از ماجرای پر قیچی گردن برنجی)
پر قیچی (7 پرده از ماجرای پر قیچی گردن برنجی) ـ اونش با من جناب دواتگر. وقتی یه بابایی به اسم میرزا محمدرضای تاجر کازرونی درست تو سال کودتای 1299 تو شیراز یه سالون می‌زنه تو صحن خونه‌اش و یک دستگاه سیناتوگراف می‌آره میزاره اون پشت، فکر می‌کنین چه جوری می‌شه که دو روز بعد خلق‌الناس عینهو مور و ملخ می‌ریزن اونجا؟ اعلان. اعلان آقا. یه اعلان می‌زنیم پر می‌کنیم ...
چهارمین نامه (برگزیده نخست بهترین نمایش‌نامه جایزه ربع قرن) نمایش‌نامه
چهارمین نامه (برگزیده نخست بهترین نمایش‌نامه جایزه ربع قرن) نمایش‌نامه چهارمین نامه، نمایش‌نامه‌ای است که قصه آن در رویا و واقعیت و در آخرین نامه خورشید شکل می‌گیرد. قاسم همچون پدر در میدان جنگ به شهادت رسیده، اما حضور او در بین خانواده چنان واقعی است که نبود او را برای خورشید و مادر به تاخیر می‌اندازد. در این میان اطرافیان این رویای واقعی را نمی‌پذیرند، اما...
قتل آقای کاف و تردید
قتل آقای کاف و تردید همه‌ی بازیگرا روی سن! همه‌ی بازیگرا! لطفا سریع‌تر! سریع‌تر! بسیار خوب. لطفا نور صحنه رو بگیرید. برای سالن هم یه نور ضعیف کافیه... ضعیف‌تر!... خوبه!... ممنون! حالا از همه‌ی شما که روی سن هستین تقاضا می‌کنم چشماتونو ببندین. کاملا ببندین. سعی کنین به چیزی فکر نکنین. هیچ چیز. سکوت. تاریکی. سیاهی مطلق. حالا از زمین کنده می‌شین. بی این که تلاش کنین، ...
مشاهده تمام رمان های جمشید خانیان
مجموعه‌ها