باد سردی وزیدن گرفت و چند برگ زرد پاییزی روی قبرها را پوشاند. همراه با صدای کلاغها که از دور شنیده میشد قلبهامان با تپش سوزناکی مرثیهسرایی میکرد. مرثیهای غمگین برای مرگ مادر.
۳۳ رمان
نیلوفر لاری، نویسنده ایرانی رمانهای داستانی و عامهپسند، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. درباره جزئیات زندگی او اطلاعات عمومی قطعی محدودی در دسترس است و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با نوشتن رمانهای بلند فارسی و روایتهای عاطفی و اجتماعی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش ...
دنیای من ریحان
اگر یکم زودتر جنبیده بودم طبقه بالا هم مال خودمون میشد. از روزی که با خبر شدیم دیگر ویلای دوطبقهای که در آن ساکن هستیم به فروش رفته است این جمله را بیش از صد مرتبه از او و پدر شنیده بودم.
راز بقا (به تلخی زهر 4 و 5 )
خودش هم نمیدانست بر مبنای کدام دلیل و منطق مستدل و امیدبخشی یک همچین قولی به او میداد، اما آن لحظه که در مسیر تندباد حوادث منحوس و تلخ زندگی محنتبار و در جدالی نابرابر خود را یکه و تنها میدید، ناگزیر بود تا با کلامی قطعی و اطمینان بخش، علیرغم تمام آشفتگیها و نابسامانیهای خیال، پا به عرصه تلاش ...
در دایره قسمت
به خدا نامه خواهم نوشت
ناز نازان (به تلخی زهر 1)
هرگز گمان نداشت دنیا به این پوچی و تنگی و پست باشد. هرگز فکر نکرده بود روزی در برههای از زمان از خنجر تقدیر در یک لحظه زودگذر و آنی ضربهای کاری بر او فرود آید و این چنین روح زندگی را در او بکشد و او را نیز بر خاک ذلت و ناکامی سرنگون سازد. او هرگز دنیا را ...