نمایش‌نامه

تابستان و دود

(summer and smoke)

هرگز مگو عشق مال توست عشق که هرگز نگفت می‌تواند باشد از آن باد آرامی که می‌گذرد در سکوت نادیدنی به عشقم گفتم، به عشقم گفتم تمام قلبم را به او گفتم. لرزان، سرد، در هراسی مخوف عشق من رخت بربست و رفت او پیش از من نرفته بود تا غریبه از کنارش بگذرد در سکوت و نادیدنی و به چنگش آورد با یک آه.

مینو
9789647487160
۱۳۹۲
۱۲۸ صفحه
۱۸۸۴ مشاهده
۰ نقل قول
تنسی ویلیامز
صفحه نویسنده تنسی ویلیامز
۲۸ رمان تنسی ویلیامز نمایشنامه‌نویس آمریکایی و از مهم‌ترین چهره‌های تئاتر قرن بیستم است. او در میسیسیپی به دنیا آمد و با نمایشنامه‌هایی شناخته شد که میل، شکنندگی و زخم‌های خانوادگی را روی صحنه آوردند. در آثار ویلیامز، خانه معمولاً جای امنی نیست؛ جایی است پر از خاطره، فشار، میل سرکوب‌شده و حرف‌هایی که نمی‌شود گفت. شخصیت‌هایش اغلب میان رؤیا و واقعیت گیر افتاده‌اند. «اتوبوسی به نام هوس» و «گربه روی شیروانی داغ» از معروف‌ترین آثار او هستند. این نمایشنامه‌ها با شخصیت‌هایی به‌یادماندنی، گفت‌وگوهای ...
دیگر رمان‌های تنسی ویلیامز
اتوبوسی به نام هوس (نمایش‌نامه در 11 پرده)
اتوبوسی به نام هوس (نمایش‌نامه در 11 پرده) اتوبوسی به نام هوس مفهومی قوی و عمیق دارد. ماجرای داستان در نیواورلئان اتفاق می‌افتد. داستان مربوط به تصویر عقب‌افتاده‌ای از زیبایی زنی حساس در محیطی نامناسب است. بلانچ دوبوآ اکنون با رویاهایش، همراه با خاطرات تلخ یک عشق شکست‌خورده، مدتی است که اسیر چنگ شوهرخواهری دون‌صفت قرار گرفته است. آهنگ نمایش‌نامه به سوی آنچه ما فکر می‌کنیم، احساس می‌کنیم، ...
هر 20 دقیقه
هر 20 دقیقه صحنه: گوشه یک آپارتمان باب روز شهری با رادیو، صندلی، مبل، و گنجه نوشیدنی‌ها با چراغ پایه‌دار. مرد و زنی تقریبا چهل ساله تازه از مهمانی آخر شب به خانه برگشته‌اند. مرد دارد نگاهی به روزنامه می‌اندازد و نوشیدنی ترکیبی‌اش را می‌نوشد. زن دارد سیگار می‌کشد. زن: می‌گن هر بیس دقیقه یکی تو امریکا خودشو می‌کشه. مرد: کی می‌گه؟ زن: ...
باغ‌وحش شیشه‌ای
باغ‌وحش شیشه‌ای تام در خاطراتش زمانی را به یاد می‌آورد که بار زندگی مادر سخت‌گیر و خواهر معلولش را روزها با کار در انبار به دور از فضای شاعرانه مورد علاقه‌اش به دوش می‌کشیده و شب‌ها نیز با هدف فرار از تکرار روزی ملال‌آور، به دنبال هیجان از خانه بیرون می‌زده است تا این‌که پسری به نام جیم را با خود به ...
اتاق تاریک
اتاق تاریک لحظات عذاب‌آوری در سکون و بی‌حرفی گذشت. وقتی زن دوباره شروع به حرف زدن کرد، در صدایش آهنگی از وحشت بود. احتمالا داشت متوجه می‌شد که چه اتفاقی افتاده بوده، چه بلایی سر مردی آمده بود که زمانی همسرش بود. «اون رو به یاد می‌آری ـ باید به یاد بیاری ـ داستان لیلا و جیکوب رو؟»
قطار شیر دیگر اینجا توقف نمی‌کند
قطار شیر دیگر اینجا توقف نمی‌کند
مشاهده تمام رمان های تنسی ویلیامز
مجموعه‌ها