۲۲ رمان
چیستا یثربی، نویسنده، نمایشنامهنویس و کارگردان ایرانی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته میشود که به روان انسان، رابطه، تنهایی و تجربه زنانه نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد که ادبیات میتواند از دل تجربههای فردی، جهانهایی عمومی و ماندگار بسازد.
مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشتههایش معمولاً شخصیتها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آنها با گذشته، ترسها، امیدها و انتخابهایی روبهرو میشوند که داستان را پیش میبرند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
اسرار انجمن ارواح
سیندرلا کفش را برداشت. نگاهی به آن انداخت و غرق در خاطرات دور، لبخند زد. چیزی عوض نشده بود. گرچه از زمان ازدواج او با شاهزاده قصهها سالها می گذشت، اما او همیشه سیندرلا بود و باید احساس خوشبختی میکرد. این رسم قصه است.
((سیندرلا))
صدای شوهرش در سکوت شب او را ترساند. کفش بلور از دستش افتاد و هزار تکه شد ...
پستچی
با صدای: فریبا متخصص
چهارده ساله که بودم، عاشق پستچی محل شدم. خیلی تصادفی رفتم و در را باز کنم و نامه را بگیرم، او پشتش به من بود. وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی، آب شد و ریخت روی زمین! انگار انسان نبود، فرشته بود! قاصد و پیک الهی بود، از بس زیبا و معصوم بود! شاید هجده، نوزده سالش ...
بانو و مرد مرده (و 2 نمایشنامه دیگر)
آیا تاکنون برای شما اتفاق افتاده است به جایی بروید که آن را اصلاً نمیشناسید اما آدمهایش برای شما آشنا هستند، حتی بیش از آشنا، مثل افراد خانواده خودتان؟... بانو و مرد مرده، در یک فضای رئال جادویی، سرنوشت جامعهای را به تصویر میکشد که برای ما آشناست، اما در عین حال آن را نمیشناسیم. ما در این جامعه زندگی ...
1 شب دیگر هم بمان سیلویا
ما خوشبخت بودیم. بغل بغل گل نرگس از باغچه کلیسا میچیدیم تا به بقال محل بفروشیم. من به دنیا اومدم، شعر گفتم، تد هیوز رو دیدم، عاشقش شدم و باهاش زندگی کردم، دیگه بیشتر از این چی میخوام؟ یه آدم بیشتر از این چی میخواد؟ خدایا بهت احتیاج دارم، به عشقت، به گرمات، به کلمهت، یه چیزی بگو خدا، یه ...
معلم پیانو
طوفان بود، حتما همه میخندیدند که در آن طوفان نوح که داشت همه گرد و غبار جهان را به سر و صورتم میریخت، با کفشهای پاشنه بلند دربهدر دنبال آدرسی میگشتم که کسی تا حالا اسمش را نشنیده بود.
انگار آدرسی از کره مریخ میخواستم! کوچه شباهنگ... جوری نگاهم میکردند انگار فحش دادهام! نمیدانم علتش طوفان بود یا موهای آشفته ...