۱۵ رمان
ویلیام فالکنر، رماننویس آمریکایی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری پیوند خورده که به جنوب آمریکا، زمان، خانواده، گناه و حافظه نزدیکاند. این معرفی قرار نیست فهرستوار باشد؛ مهمتر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتابهای او میرود.
در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع میشود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئلهای انسانی. همین نقطه شروع باعث میشود متن فقط اطلاعات ندهد و حالوهوایی مستقل پیدا کند.
از آثار ...
ابشالوم ابشالوم
حالا دیگر روی بازوی شریو برف نبود. حالا دیگر روی بازویش آستین هم نبود، آنچه بود پیش بازو بود و دست لطیف و تپل که در روشنایی لامپ بر میگشت و پیپی را از قوطی خالی قهوه از جایی که پیپ و قوطی را نگه میداشت بر میداشت و پیپ را از توتون پر میکرد و چاقش میکرد.
اسبهای خالدار
کمی قبل از غروب مردهایی که دم ایوان دکان لمیده بودند چشمشان به گاری رو بستهای افتاد که از سمت جنوب در حالیکه قاطرهایی آنرا میکشیدند به طرف آنها میآمد. پشت سر گاری قطاری از موجوداتی ول میزد که حتی از فاصل دور هم مشخص بود موجودات زندهای هستند. در زیر نور یکنواخت دم غروب آن موجودات قد و نیمقد ...
نخلهای وحشی
گور به گور
. . . این رمان را فاکنر 1930 ـ یک سال پس از "خشم و هیاهو" ـ نوشته است. خود او مدعی بود که نوشتن آن را در ظرف شش هفته ـ آن هم با کار شبانه، پای کوره آتش یک نیروگاه محلی ـ به پایان رسانده و پس از آن هم دستی در آن نبرده است؛ ولی ...