خوشحالم میبینمت دوباره. بعد این همه سال. واای خیلی گذشته. سالهای ساله. آره، باید گفت سالهای ساله که ندیدمت. زمان سریع میگذره، بدجوری سریع، جوری که حسش نمیکنم. ولی دیدار تو خوب بود. از دیدنت خوشحالم. کاش تو هم از دیدن پدر پیرت خوشحال باشی.
۱۹ رمان
یون فوسه، نویسنده و نمایشنامهنویس نروژی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری شناخته میشود که به سکوت، تکرار، ایمان، تنهایی و زبان کمینه نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد ادبیات چطور میتواند از تجربهای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد.
مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیتها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آنها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخابهایی روبهرو میشوند که به متن عمق ...
شب آوازهایش را میخواند فرزند
تاریکی. نور میآید. 1 اتاق نشیمن؛ 1 مبل بزرگ، 1 مبل 1 نفره کوچک، و جلوی مبلها 1 میز عسلی کوچک. در ضلع انتهای صحنه پنجرهای بزرگ قرار دارد. بالای پنجره 1 ساعت دیواریست که 1 ربع به 3 را نشان میدهد. زیر ساعت - کمی به طرف راست - تصویر پسری نوزاد روی دیوار است. سمت چپ پنجره گنجه ...
سگهای مرده صورتهای مرگ (2 نمایشنامه)
زن جوان انگار نباید میپرسیدم.
مرد جوان چیزی نشده واسه چی میپرسی؟
زن جوان نمیدونم، به نظر میرسه خیلی آرومی. حرف نمیزنی. توی خودتی انگار.
مرد جوان نه چیزیم نیست، چرا مرتب میپرسی؟
زن جوان دیگه از بودن با من خوشحال نیستی
مرد جوان چرا خوشحالم
بنفش ساکالا آزادی
نمایشنامه آزادی ماجرای زنی است که با اصرار خود برای رهایی از قید و بندهای زندگی خانوادگی از همسرش جدا میشود و به رؤیای آزادی خود میرسد. اما بعد از مدتی آزادی را در قیود خانوادگی مییابد و زمانی که نزد شوهرش برمیگردد و از او میخواهد که مانند گذشته در قید و بند زندگی خانوادگی قرار گیرد، همسر جدید ...
و هرگز جدا نمیشویم من نسیمام کسی میآید (3 نمایشنامه)
نمرده بودم و زنده نیز نبودم. بیندیش! چهگونه بودهام من رها ز هر دو بودهام...