نمایش‌نامه

در نمایشنامه عروسی چند خواستگار برای آنکه خود را در دل دختر دم بخت جا کنند ‌و در همان حال‌، سایر رقیبان را از چشم او بیندازند‌، به انواع و اقسام حیله‌ها و ترفند‌ها متوسل می‌شوند‌. گوگول در این نمایشنامه کاستی‌هایی را در شخصیت هر یک از قهرمانان اثر گنجاده است و با نمایش و گاه بزرگ‌نمایی این کاستیها و واداشتن ما به خندیدن به آنها‌، توجه ما را به احتمال وجود همین عیوب در خودمان بر می‌انگیزد‌. اوج نگاه تیز ا‌نتقادی طنز شاد و نیش‌دار‌،اغراق و کاریکاتورسازی ادبی و سایر ویژگی‌های شاخص هنر گوگول در این نمایشنامه قابل مشا‌هده است‌.

هرمس
9789643636043
۱۳۸۸
۸۸ صفحه
۱۱۴۹ مشاهده
۰ نقل قول
نیکلای واسیلیویچ گوگول
صفحه نویسنده نیکلای واسیلیویچ گوگول
۴ رمان نیکلای واسیلیویچ گوگول، نویسنده روس، از چهره‌هایی است که آثارش برای مخاطبان خود صدایی مشخص ساخته است. نام اصلی او Nikolai Vasilyevich Gogol است و کارنامه‌اش در پیوند با تجربه، فرهنگ و نوع نگاهش به روایت شکل گرفته است. او در Sorochyntsi, Russian Empire به دنیا آمد. این زمینه، چه مستقیم و چه پنهان، در خواندن آثارش اهمیت دارد و بخشی از بافت تاریخی و فرهنگی متن‌های او را می‌سازد. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به «شنل» و «نفوس مرده» ...
دیگر رمان‌های نیکلای واسیلیویچ گوگول
پرتره
پرتره مرد نازنین مدت طولانی احمقانه ایستاد، چهره‌اش مثل علامت سوال بود. همان شب، چارت کوف سه‌پایه‌اش، بومهایش، تابلوهایش و همه وسایلش را به آپارتمان جدید فرستاد. بعد بهترین‌ها را چید و بقیه را گوشه‌ای انداخت، او شروع کرد به اندازه گرفتن اتاق‌ها در حالی که دزدکی به آیینه نگاه می‌کرد.
بازرس (کمدی در 5 پرده) نمایش‌نامه
بازرس (کمدی در 5 پرده) نمایش‌نامه در نمایشنامه گوگول با استفاده از از موضوعی نسبتا ساده نمایندگان ادارات مختلف یک شهر را در کنار هم گرد ‌آورده و کاستی‌های اخلاقی ‌آنان را به سخره می‌گیرد: خبر ‌آمدن یک بازرس به شهری دور‌افتاده شهردار را به هراس می‌اندازد و او با جمع کردن مسئولان ادارات مختلف می‌کوشند سر شکلی به اوضاع ‌آشفته شهر بدهد و برای پنهان ...
قماربازان
قماربازان آلکسی: آقا بفرمائید اینجا، آقا این اطاق هم بسیار راحته و هم کوچیک، هسچ سر و صدائی نمیاد. ایخاریف همراه آلکسی و گابی (نوکر شخصی خودش) وارد می‌شود. ایخاریف: هیچ سر و صدائی نمیاد. با این وجود نباید این متخصصین پرش با مانع و سوارکارها را نادیده گرفت. آلکسی: می‌دانم، مقصود آقا اینست که اطاق کک دارد ولی خیالتون راحت ...
مشاهده تمام رمان های نیکلای واسیلیویچ گوگول
مجموعه‌ها