نمایش‌نامه

بیتوس بیچاره

(Poor bitos)

بیتوس: (از لای دندان‌ها) بسیار خب، از در پشتی می‌رم بیرون. (در درگاه آشپزخانه برمی‌‌گردد، یقه‌اش را بالا می‌کشد و به سردی زمزمه می‌کند.) متشکرم مادموازل، به خاطر نصیحتتون. مانعم شدین که دسته گلی به آب بدم. (با لحنی دردناک) اما اگه یه روز بتونم دوباره به شماها رو بیارم، شما تنها کسی هستین که از او شروع می‌کنم. (بیرون می‌رود. ویکتوار بی‌حرکت ایستاده هنوز از بیرون بوق می‌زنند.) ویکتوار: (زیر لب) بیتوس بیچاره... (و فورا از پله‌ها بالا می‌رود.) (با ورود او به درون سر و صدای بوق‌ها که اکنون همه با هم شدت گرفته‌‌اند، پرده فرود می‌افتد.)

9789647101073
۱۳۸۰
۸۴ صفحه
۵۲۰ مشاهده
۰ نقل قول
۸ رمان ژان آنوی نمایشنامه‌نویس فرانسوی است؛ با بازخوانی مدرن اسطوره‌ها و نمایشنامه‌های اخلاقی شناخته می‌شود. او با بوردو، فرانسه پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. «آنتیگونه» او از مشهورترین نمونه‌های پیوند اسطوره یونانی با بحران‌های سیاسی و اخلاقی قرن بیستم است. آنوی زبانی روشن و نمایشی دارد؛ تقابل فرد و قدرت را در موقعیت‌هایی فشرده و صحنه‌ای نشان می‌دهد. او نشان داد متن کلاسیک می‌تواند در زمانه تازه معنایی سیاسی و انسانی پیدا کند. برای ...
دیگر رمان‌های ژان آنوی
آنتیگون
آنتیگون ژان آنوی، نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان برجسته فرانسوی که فقط برای تئاتر زندگی می‌کرد، در نمایش‌نامه جاودان آنتیگون مخاطب را با بطن زندگی انسان مواجه می‌کند؛ با داستانی تراژیک که در هر زمان و مکان ممکن است اتفاق بیفتد.
آنتیگون
آنتیگون آنتیگون از مرگی با افتخار و نمادین سخن می‌گوید که لازمه‌اش آن است تا بر روی آن ‹‹کار›› صورت گیرد، همچنین آنتیگون از دل به دریا زدنی سخن می‌گوید که تنها در عمل فی نفسه امکان آن محقق می‌شود. او در پاسخ به خواهرش ایسمن می‌گوید: من و جنونم را به خود واگذار تا دل به دریا بزنیم، بیش از ...
آماندا
آماندا حالا صبح است، ببینید در دنیا چه چیزهای اطمینان‌بخشی وجود دارد، گل‌هایی که می‌شود پریشان کرد، علف‌هایی که انسان می‌تواند بکند و در دست‌هایش له کند. این دست‌ها نخواهند گفت: من نمی‌توانم فراموش کنم... نمی‌خواهم خاطراتم از من فرار کنند. این دست‌ها دوست ندارند، این دست‌ها یک روز صبح در حالی که تغییر کرده‌اند بیدار خواهند شد... این دست‌ها عاشق ...
اوریدیس
اوریدیس اوریدیس ژان آنوی، روایتی است مدرن از اسطوره‌ای کهن، روایت عشق اوریدیس،بازیگر تئاتر و اورفه، نوازنده دوره‌گرد. در پی برملا شدن رازی از گذشته، اوریدیس اورفه را ترک می‌کند و در تصادفی کشته می‌شود. سرنوشت به اورفه اجازه می‌دهد که اوریدیس را به زندگی برگرداند، به شرط آن که پیش از طلوع خورشید به او نگاه نکند. اما آیا جدال‌های ...
مشاهده تمام رمان های ژان آنوی
مجموعه‌ها