۱۹ رمان
آرتور میلر، نمایشنامهنویس آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به رؤیای آمریکایی، گناه، خانواده، قدرت و وجدان نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان به ...
خاطره دو دوشنبه
«خاطره دو دوشنبه» کتابی نوشته آرتور میلر، نویسنده آمریکایی است. این اثر در دسته ادبیات نمایشی قرار میگیرد. «خاطره دو دوشنبه» شامل سه نمایشنامه تک پردهای است. یکی از نمایشنامههای این اثر «خاطره دو دوشنبه» نام دارد که میلر نوشتن آن را در سال 1952 آغاز کرد و در سال 1955 به پایان رساند و در همان سال هم روی ...
پس از سقوط و حادثه در ویشی
آرتور میلر(1915-2005) از چهرههای مهم تئاتر آمریکا محسوب میشود. او بیش از هفت دهه فعالیت مستمر داشت و در زمان مرگش، یکی از بزرگترین نمایشنامهنویسان قرن بیستم محسوب میشد. عدهای او را آخرین حرفهای در تئاتر آمریکا میدانند. با اعلام خبر مرگ او تمام تئاترهای برادوی چراغهایشان را خاموش کردند.
(پس از سقوط) (1946)، یکی از شخصیترین نمایشنامههای این نویسنده محسوب ...
سرود رستاخیز
[صحنه کاملا تاریک است. حلقهای از نور آشکار میشود. ژانین را مییابد و بر او متمرکز میشود. ژانین روی ویلچر نشسته، تمام بدنش باندپیچی شده، یک پایش درون گچ است و به صورت افقی در راستای بدنش قرار گرفته. او تماشاچیان را مخاطب قرار میدهد.]
ژانین: بالاخره یه روز صبح، بدون اینکه مسئله ترس یا احساس خطری در کار باشه، ...
بابابزرگ و مجسمه
آرتور میلر نمایشنامهنویس برجسته آمریکایی، از پدری کارخانهدار و مادری آموزگار در نیویورک متولد شد. چهارده ساله بود که ورشکستگی پدرش در دوران بحران اقتصادی امریکا او را به ترک تحصیل و پرداختن به کارگری واداشت. اما پس از جنگ جهانی دوم بود که با دهمین نمایشنامه صحنهایاش، همه پسران من به شهرت رسید.
بابابزرگ و مجسمه پانزدهمین نمایشنامه رادیویی ...
همه پسران من
کریس: چیه؟ اگه بندازمش پشت میلهها مرده زنده میشه؟
پس واسه چی این کار رو بکنم؟ اونجا هر کی مثل سگ رفتار میکرد با تیر میزدیمش، ولی اونجا شرافت واقعی در کار بود، برای حفظ چیزی اون کار رو میکردیم. اما اینجا؟
اینجا سرزمین سگهای بزرگه، اینجا قرار بر دوست داشتن آدمها نیست، بر خوردن آدمهاست! اصل بر اینه؛ اساس ...