مجموعه داستان داخلی

شناس مجموعه داستان‌های کوتاه نوشته محبوبه قدیری، از جمله آثاری است که زیر عنوان «ادبیات امروز ایران ـ نسل نو» منتشر می‌شود. هدف از این بخش فعالیت انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، چاپ و انتشار آثار نویسندگان تازه کار و نوقلم به منظور تشویق آنان و ارتقاء سطح و کیفیت خلق آثار ادبی نسل جوان و بی‌نام است... اما ناشر بر این باور است که محبوبه میرقدیری آمادگی، استعداد و دانش کافی برای ورود به عرصه داستان‌نویسی حرفه‌ای را دارد. داستان‌های مجموعه شناس برگرفته از زندگی روزمره و آدم‌های معمولی است؛ اما کارکرد تکنیکی و استعداد و ذهن خلاق نویسنده در انتخاب «برشی از زمان» این مجموعه را در ردیف بهترین داستان‌های کوتاه چند سال اخیر قرار می‌دهد...

9789645512949
۱۳۹۴
۱۴۸ صفحه
۳۸۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده محبوبه میرقدیری
۸ رمان محبوبه میرقدیری نویسنده ایرانی است؛ در فضای داستان‌نویسی معاصر فارسی حضور دارد و آثارش با تجربه‌های انسانی و اجتماعی خوانده می‌شوند. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. رمان و داستان فارسی امروز اغلب از دل روابط خانوادگی، زندگی شهری و فشارهای درونی شخصیت‌ها حرکت می‌کند؛ آثار او نیز در همین بستر خوانده می‌شوند. در چنین نوشتاری، توجه به جزئیات رابطه و زبان ...
دیگر رمان‌های محبوبه میرقدیری
روی لب‌هاشان خنده بود
روی لب‌هاشان خنده بود کتاب حاضر شامل 13 داستان، تازه‌ترین اثر محبوبه میرقدیری با حال و هوایی تازه که با گرایش شخصی نویسنده همراه است، مجموعه جالبی از داستان‌های کوتاه ایرانی در اختیار علاقمندان به ادبیات داستانی قرار می‌دهد. تا خوانندگان چگونه قضاوت کنند...
خانه آرا
خانه آرا با سلام و درود و سپاس به شما دوستداران عزیز و گرامی روشنگران، خانه آرا دومین رمان محبوبه میرقدیری را به فاصله کمتر از یک سال از رمان نخست او (پولک سرخ) تقدیم‌تان می‌کنیم. همانگونه که در اولین کتاب منتشر شده از این نویسنده پیش‌بینی کرده بودیم، میرقدیری ‹‹نویسندگی›› را جدی گرفته و پی‌گیر و پرتلاش و تقریبا ‹‹تمام وقت›› به ...
کسی بخواند یا نخواند
کسی بخواند یا نخواند اکنونی که این زمان باشد، زمانیست که دست به قلم برده ام تا بنویسم حکایتی دیرین را، آدمیزادی کنارم نیست. در جزیره ام هستم که مساحتی نزدیک به پنجاه متر دارد با چند دیوار، یک اتاق، هال، آشپزخانه، حمام، دستشویی و تراسی که به قدوقوارهٔ این جزیره نمی‌خورد و من اسمش را دماغه گذاشته ام. دریا بالاسرم است، روزی یک ...
حاشیه باغ متروک
حاشیه باغ متروک و... این داستان حکایت آرزوهای ساده‌ی آدمیزاد است. پیشه‌ای باشد و درآمدی که ته دلت را گرم کند و رویاهایت را از خواب به بیداری بکشاند. خانه‌ای و بستری و نان، و دیگر؟ جانت آرام باشد، خیالت نلرزد و خوف نداشته باشی از اویی که نزدیک به تو نفس می‌کشد، راه می‌رود، نگاه‌ات می‌کند و به‌نام می‌خواندت، با زبانی مشترک؛ ...
مشاهده تمام رمان های محبوبه میرقدیری
مجموعه‌ها