پیشخدمت:
بفرمایید اینجا! اینجا کسی مزاحم نمیشود. کاغذ را الساعه میآورم.
ایوان پطروچ:
پروتاسوف، اجازه هست داخل شوم؟
فدیا:
(جدی) بفرمایید. اما من کار دارم و... میخواهی، بیا تو!
۵۹ رمان
لئو تولستوی نویسنده روس و یکی از بزرگترین چهرههای ادبیات جهان است. او در یاسنایا پالیانا به دنیا آمد و زندگیاش میان اشرافیت روسی، تجربه جنگ، بحرانهای اخلاقی و جستوجوی معنوی گذشت.
تولستوی در رمانهایش جامعه، خانواده، جنگ، عشق و ایمان را با جزئیاتی شگفتانگیز کنار هم میآورد. او به جای ساختن قهرمانهای ساده، آدمهایی میآفریند که درونشان پر از تردید، میل و تناقض است.
«جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» از شاهکارهای او هستند. این آثار نه فقط داستان چند شخصیت، ...
آناکارنینا
نیاز: یه سوال بپرسم؟ قبل از این که من بیام تو زندگیات عاشق بودی یا رابطهای داشتی؟
کاوه: ...
نیاز: داشتی؟
کاوه: برای چی میپرسی؟
نیاز: همینطوری.
کاوه: همینطوری سوال نمیپرسن.
نیاز: داشتی یا نه؟ دوست دارم بدونم فقط.
کاوه: نه نداشتم.
نیاز: دروغ میگی.
کاوه: خب اگه میدونی دروغ میگم پس تمومش کن.
بار دانش
خرافات جدید داره بیرحمانه جای اون خرافات قدیمی مثل طلسم و جادو و جنبلو می گیره... دقت که میکنی میبینی هیچ توفیری با خرافات قدیمی نداره. آخه مگه ممکنه روح مرده حرف بزنه یا گیتار بزنه؟ مردمو هالو گیر آوردهن یا خودشونو؟! مدیوم شدن سیمون هم که دیگه از اون قصههاس. این آلبوم جلسات احضار روحشونه. خب آخه مگه میشه ...
23 قصه
این مجموعه داستانهای تولستوی را میتوان نوعی مثنوی مولانا، در فرهنگ روس دانست. به عنوان مثال اگر قصه (پسر خوانده) با داستان مردی که توسط حضرت موسی از خدا خواست تا زبان حیوانات را بفهمد، در مثنوی مولانا، مقایسه شود شباهت آشکار خواهد شد.
جنگ و صلح 1 (4 جلدی)
جنگ و صلح را، اگر نه بزرگترین رمان عصر ما ، دستکم یکی از بزرگترین آنها دانستهاند: داستانی به مانند جهانی که در آن شخصیتهای بسیاری هر یک با شوری خاص در افت و خیزند. اقیانوسی انسانی، با جریانهای بیشمار و درهمپیچیده که در ورای آن روحی مقتدر طوفانها میانگیزد و فرو میخواباند و باز به پا میدارد. تالستوی در ...
سونات کرویتسر و چند داستان دیگر
کوشان که جلو اشکی که در سینهام می جوشید بگیرم در دل میگفتم: ((او حال مرا اینجور فهمیده است. صدایی در دلم میگفت ((عشق گذشته ما تمام شده. پاک تمام شده!)) به من نزدیک نشد و کوششی برای دلجویی از من نکرد. آنچه به او گفته بودم او را آزرده بود. صدایش آرام و خشک بود.