۹ رمان
پوریا عالمی نویسنده، طنزنویس و روزنامهنگار ایرانی بود؛ صدایی شهری، شوخ و تلخ در مطبوعات و ادبیات معاصر.
او در تهران زندگی و کار کرد و با ستونها، کتابها و نوشتههای طنزش برای مخاطبان بسیاری شناخته شد.
طنز عالمی بیشتر از بازی با کلمه و موقعیت روزمره میآید؛ خنده در نوشتههایش اغلب لبهای انتقادی دارد.
او از نسل نویسندگانی بود که روزنامه، وب و کتاب را جدا از هم نمیدیدند و با زبان مخاطب امروز حرف میزدند.
مرگ زودهنگامش باعث شد کارنامهای ناتمام بماند، ...
اکون آبادیها (کار اقتصادی دنیا چطور به اینجا کشید)
زبان
فارسی
...
قصههای آسانسورچی
من تنها آسانسورچی دنیا هستم که قصه بالا و پایین رفتنهایم را برایتان تعریف میکنم.
آسانسورچی صفحهای است که به دعوت بزرگمهر حسینپور در چلچراغ راه انداختم. برخلاف باقی نویسندگان و روزنامهنگاران تا الان هیچکدام از مجموعه آثار پیوسته مطبوعاتی این قلم، شانس نداشته غول مرحله آخر را رد کند و مجوز انتشار بگیرد.
قصههای آمبولانسچی (مجموعه طنز)
پشت آمبولانس نشسته بودم و توی خیابانها میچرخیدم که دیدم ناغافل تالاپی یک ماشین زد به یک عابر، عابر پرید هوا، سه تا چرخ خورد، بعد افتاد زمین، 30 متر غلت خورد، بعد افتاد تو جوب، 300 متر قل خورد. گازش را گرفتم و رفتم بالا سر مصدوم و پیاده شدم و گفتم: خوبی؟ عابر، که یک روزنامه توی ...
اکونآبادیها (کار اقتصاد دنیا چطور به اینجا کشید)
این کتاب از آن نوعی است که وقتی اسمش را میبینی اول «مسخره»اش میکنی: «آخه اکونآبادیها هم شد اسم؟ اسمی قشنگتر از این نبود؟ آدم یاد یک جاهای بد بد میافتد.» فهرست کتاب را که میبینی- با آن عناوین مسخره - تصمیم میگیری «نادیده»اش بگیری: «من که وقت خواندن این کتابهای بیارزش را ندارم...».
از هر نظر
دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکانپذیر نمیباشد. جهت رسیدگی به گزارشات و شکایات اینجا کلیک کنید!