رمان خارجی

همزاد

(Der doppelganger)

هم‌زاد، بعد از مردم فقیر دومین رمان داستایوفسکی محسوب می‌شود. رمان کوتاه هم‌زاد نسبت به زمانش، بررسی شگفت‌انگیزی در باب روان‌شناسی آدم‌های نابهنجار است. قهرمان آن، گولیادکین، کارمند دولت، مبتلا به جنون افزاینده‌ تعقیب و آزار، به مردی برمی‌خورد که عینا به او می‌ماند و همنام اوست. ابتدا گولیادکین با او دوستی می‌کند و شغلی در اداره خود برایش دست و پا می‌کند. باقی داستان ماجرای قهرمان را با هم‌زادش مو به مو نقل می‌کند. گولیادکین کم‌کم حس می‌کند که او تحسین و عنایت بالادستی‌ها و همکارانش را به دست می‌‌آورد، حال آنکه کوشش خودش در کسب این مزایا بی‌فایده بوده است. در ذهن پریشان او، همزاد رهبر دسیسه‌ای علیه او می‌گردد و او بارها بیهوده می‌کوشد آن آدم گستاخ را لو بدهد. اما اتفاقات آنگونه که او انتظار دارد پیش نمی‌رود. واقع‌گرایی روانشناختی داستایوفسکی در این کتاب به جلوه‌های نیرومند ترس و ترحم دست می‌یابد. تجزیه و تحلیل حالت‌های روحی و افکار شخصیت اصلی این کتاب بی‌رحمانه و وسواس‌برانگیز است...

روزگار
9789643745257
۱۳۹۴
۱۸۴ صفحه
۷۶۸ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
فئودور داستایوفسکی
صفحه نویسنده فئودور داستایوفسکی
۷۳ رمان فئودور داستایوفسکی نویسنده روس و یکی از بزرگ‌ترین رمان‌نویسان جهان است. او در مسکو به دنیا آمد و زندگی‌اش با فقر، زندان، تبعید، بیماری و تجربه‌های سختی همراه شد که بعدها به عمق آثارش راه پیدا کردند. داستایوفسکی بیش از آنکه فقط روایتگر ماجرا باشد، کاوشگر روح انسان است. شخصیت‌های او معمولاً درگیر گناه، ایمان، آزادی، فقر، تحقیر، جنون و پرسش‌های اخلاقی‌اند. رمان‌هایی مانند «جنایت و مکافات»، «برادران کارامازوف»، «ابله» و «شیاطین» از مهم‌ترین آثار او هستند. این کتاب‌ها با وجود حجم ...
دیگر رمان‌های فئودور داستایوفسکی
شب‌های روشن
شب‌های روشن کمی دورتر، زنی که به میله‌های نرده تکیه داشت به آب تیره کانال خیره مانده بود. کلاه زرد رنگ زیبایی بر سر و شنل کوتاه و سیاه رنگی بر شانه داشت. با خود فکر کردم:‹‹ دختر جوانی است که مطمئنا موهای سیاهی دارد.›› ظاهرا صدای قدم‌هایم را نشنید. وقتی با نفس حبس شده و قلبی که به شدت می‌زد از ...
ابله
ابله در یکی از روهای آخر نوامبر، ساعت نه صبح، قطاری روی ریل راه‌آهن وارسا - پترزبورگ با آخرین سرعت به شهر پترزبورگ نزدیک می‌شد. هوای صبحگاهی آن‌قدر مرطوب و مه‌‌آالود بود که روشنایی روز با هزاران سختی خود را نمایان می‌کرد؛ و چند متر آن طرف‌تر از پنجره‌های قطار هیچ‌چیزقابل تشخیص نبود.
شب‌های روشن و نازک دل
شب‌های روشن و نازک دل کمی دورتر، زنی که به میله‌های نرده تکیه داشت به آب تیره کانال خیره مانده بود. کلاه زرد رنگ زیبایی بر سر و شنل کوتاه و سیاه رنگی بر شانه داشت. با خود فکر کردم:‹‹ دختر جوانی است که مطمئنا موهای سیاهی دارد.›› ظاهرا صدای قدم‌هایم را نشنید. وقتی با نفس حبس شده و قلبی که به شدت می‌زد از ...
1 اتفاق نحس
1 اتفاق نحس
مفتش اعظم (با نقد و تفسیر)
مفتش اعظم (با نقد و تفسیر) داستان «مفتش اعظم» تنها در آلمان بیش از شصت بار به طور مستقل منتشر شده است. داستایوسکی خود گفته است که این متن در تمام عمرش ذهن او را به خود مشغول کرده بود و در جای دیگری خاطر نشان می‌کند که «داستان مفتش اعظم» را نقطه اوج آثار ادبی خود می‌داند.
مشاهده تمام رمان های فئودور داستایوفسکی
مجموعه‌ها