روزی روزگاری مردی وارد شهر اوساکا شد که میخواست خدمتکار خانگی باشد. نام واقعی او را نمیدانم، همه او را با نامی میشناختند که معمولا به مستخدمان میگویند: «گنسوکی». او یک خدمتکار همهکاره بود.
۳ رمان
ریونوسوکه آکتاگاوا از نویسندگانی است که آثارش به کمک روایت و نگاه شخصی هویت پیدا کردهاند. او در نوشتههایش جهانهایی میسازد که در ظاهر از خواننده دورند، اما خیلی زود به تجربههای آشنای انسانی نزدیک میشوند.
زمینه زندگی و فرهنگ او برای شناخت آثارش مهم است. با این حال، نوشتههایش فقط به همان زمینه محدود نمیمانند و معمولاً راهی برای گفتوگو با خوانندگان فرهنگهای دیگر پیدا میکنند.
در کار او توجه به شخصیت، فضا و لحن نقش پررنگی دارد. روایتها به خواننده ...
دماغ
در تمام قصبه ایکهنوئو و اطراف آن دیار البشری به هم نمیرسید که دماغ زنچی را ندیده باشد: این زائده درازی که پنج انگشت طول داشت و سر و تهش به یک میزان کلفت بود و از بالای لب فوقانی به زیر چانه میرسید، آدم را در نظر اول به این فکر میانداخت که سوسیسی از میان صورت راهب سبز ...
پرده جهنم
ریونوسکه آکتاگاوا، چهره درخشان ادبیات معاصر ژاپن، از همان جایگاه و منزلتی برخوردار است که گوگول در روسیه، مارک توین در آمریکا، لوشون در چین و صادق هدایت در ایران. آکتاگاوا پیشگامی بود که با خلق داستانهای درخشانی چون کاپا، پرده جهنم، دماغ و امثال آن نویسندگان بعد از خود را به مسیر پرشکوه امروزیشان هدایت کرد.