صبح روز بعد زن صاحبخانه بیدار شد و جیغ و داد به راه انداخت که شوهرش را کشتهاند و غیر از تاجران هم کسی در خانه نبود، و اعلام کرد که آنها باید به خاطر این کار به دار آویخته شوند...
۴ رمان
جوزف جیکابز از نویسندگانی است که حضورش در ادبیات فقط با چند عنوان معروف توضیح داده نمیشود. زندگی، زبان و زمانه او در کنار هم تصویری ساختهاند که خواندن آثارش را به تجربهای فراتر از دنبال کردن یک داستان تبدیل میکند.
او در سنت ادبی و فرهنگی خود جایگاهی روشن دارد، اما کارش به همان محدوده بسته نمیماند. نوشتههایش معمولاً از تجربههای مشخص انسانی شروع میشوند و کمکم به پرسشهایی میرسند که برای خواننده امروز هم آشناست.
در آثار او توجه به ...
افسانههای ایرلندی
مجموعه حاضر، گزیدهای است از داستانهای عامیانه ایرلندی، که به وسیله جوزف جیکابز جمعآوری شده است. جیکابز عوامشناس، منتقد و مورخ ادبی و نویسنده انگلیسی که عمده شهرتش بهخاطر جمعآوری داستانهای عامیانه است. برخی از داستانهای عامیانه انگلیسی مانند جک و لوبیای سحرآمیز و موطلایی و سه خرس به وسیله او به شهرت رسیدهاند. او همچنین ویراستاری ترجمه انگلیسی کتابهایی ...
هادن و دادن دانلد اونری
روزی روزگاری، دو کشاورز بودند که اسم یکیشان هادن و اسم دیگری دادن بود. آنها در حیاطشان مرغ و خروس، در زمینهای بالایی گوسفند و در علفزار کنار رودخانه گله گله گاو داشتند. اما آنها با این همه دارایی خوشحال نبودند. چرا؟ چون درست بین مزرعههایشان مردی فقیر زندگی میکرد به اسم دانلد اونری. او آلونکی کوچک داشت و باغچهای ...
گولیش
دختر دستانش را بلند کرد و انگشتش را روی زبانش گذاشت تا نشان بدهد که صدا و قدرت سخن گفتن را از دست داده است، و اشک مثل سیل از چشمانش جاری شد. گولیش هم نتوانست جلوی گریه خود را بگیرد؛ چرا که بر خلاف ظاهر زمخت و خشنش قلبی مهربان داشت و طاقت دیدن دختر را در آن وضعیت ...