من چه کردم.
تو چه کردی.
او چه کرد.
این یک حکایت ساده، از زندگی یکی از ساکنان «اینجا» یا قصه یکی از میلیاردها ساکن کره خاکی است.
آن که روایت میکند خود حکایتی دارد.
در وسعت بیحصار تنهایی
در بچهی اول گفت نمی ترسم ترسیده بود قول داده بود میآید نگفت چه جوری با خودش حرف میزد در بچهی دوم همه چی از اون روزی شروع شد که... اون روز کدوم روزه؟ هیچی از اون روز شروع نمیشه این حرف مزخرفه مزخرف یا غیر مزخرف، دیدی که شد واقعیت اینه که همه چی اون روز تموم شد با ...
موقعیت بیگانه (یگانه زن اول)
این قصه برشی معمولی از زندگی معمولی یک آدم معمولیست.
قصهای خستهکننده، تکراری و کسالتبار و با جملاتی کشدار و طولانی که هم حوصله سرمیبرد و هم صفحههایش به سختی ورق میخورند.
روایتی ساده از زندگی یک آدم معمولی ساکن در این جهانشهر یا شاید، کسی در همسایگی کسی در دور و بر.