مجموعه داستان خارجی

تخیل را مرده حساب کن (داستان کوتاه)

(Imagination dead imagine)

واقعیت ذهنی وجود داشت و واقعیت جسمی، هر دو به یک اندازه واقعی اما نه به یک اندازه دل‌پذیر از این رو هر چه بیشتر جسم‌اش او را از ذهن‌اش آزادتر می‌ساخت، مجبور می‌شد زمان کمتری در روشنایی صرف کند، به امواج کف‌آلود این جهان تف کند؛ و کمتر در این نیمه‌روشنا باشد، جایی که انتخاب رستگاری مقدمه‌ای بر تلاش بود؛ و بیشتر و بیشتر و بیشتر در تاریکی، در اراده کمتریت، غباری در آزادی مطلق‌اش. این وظیفه دردناک حالا انجام شده بود، اطلاعیه دیگری صادر نخواهد شد.

نیماژ
9786003670662
۱۳۹۴
۷۲ صفحه
۱۰۸۴ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده ساموئل بکت
۳۹ رمان ساموئل بکت، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس ایرلندی و برنده نوبل ادبیات، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در دوبلین به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن به انگلیسی و فرانسوی و تجربه تئاتر مدرن شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با ...
دیگر رمان‌های ساموئل بکت
وات
وات وات لبخند زدن مردم را دیده بود و فکر می‌کرد می‌داند که این کار چگونه انجام می‌شود. و به این حقیقت داشت که لبخند وات، البته وقتی که لبخند می‌زد، مثلا، بیش از نیشخند یا خمیازه، به لبخند شبیه بود. اما لبخند وات ناقص بود، چیزی کم داشت، و کسانی که برای اولین بار لبخندش را می‌دیدند، و البته اکثر ...
ننامیدنی
ننامیدنی شاید یک رویاست، همه یک رویاست، که غافلگیرم می‌کرد، بیدار می‌شوم، در سکوت، و دیگر هرگز نمی‌خوابم. این من می‌شود، یا رویا، باز هم رویا، رویای سکوتی، سکوتی رویایی، لبریز نجواها، نمی‌دانم، فقط کلمات است، بیداری هرگز، فقط کلمات، چیز دیگری نیست، باید ادامه دهی، همین و بس، چندی دیگر متوقف می‌شوند، خوب می‌دانم، حسش می‌کنم، چندی دیگر ترکم می‌کنند، ...
مالون می‌میرد
مالون می‌میرد بله، روزگاری بود که بی‌درنگ شب می‌شد و با جستجوی گرما و تکه‌های تقریباً خوردنی به ‌خوبی می‌گذشت. و تصور می‌کنی که این وضع تا آخر همین‌طور باقی می‏ماند. اما ناگهان همه ‌چیز دوباره شروع به خشم ‌و خروش می‌کند، در جنگل‌هایی از سرخس‌های بزرگ گُم می‌شوی یا در زمین‌های بایرِ در معرض بادهای شدید می‌چرخی، تا این‌که کنجکاو می‌شوی ...
بد دیده شد بد گفته شد
بد دیده شد بد گفته شد رمان کوتاه «بد دیده شد بد گفته شد» ساموئل بکت، نخست در سال ۱۹۸۱ به فرانسوی و سپس در ۱۹۸۲ به انگلیسی ترجمه‌ی خود نویسنده منتشر شد و بعدها در مجموعه‌ی «هیچ‌وقت ادامه نده» جای گرفت؛ متنی موجز و کمتر از صد صفحه که در ظاهر از روزهای پایانی زندگی پیرزنی بی‌نام در کلبه‌ای دورافتاده سخن می‌گوید، اما در حقیقت ...
فیلم
فیلم این فیلم‌نامه تنها تلاش ساموئل بکت در عرصه‌ی رسانه سینماست. فیلم‌نامه در سال 1963 نگاشته و در تابستان 1964، با کارگردانی آلن‌ شنایدر و با نقش آفرینی باستر کیتون در شهر نیویورک به فیلم درآمد برای فیلم‌برداری این فیلم ساموئل بکت خود در جولای همان سال به آمریکا سفر کرد. این فیلم صامت است، تنها یک صدای ملایم " هیس" ...
مشاهده تمام رمان های ساموئل بکت
مجموعه‌ها