۸ رمان
بهاره رهنما نویسنده، بازیگر و نمایشنامهنویس ایرانی است؛ در سینما، تئاتر، تلویزیون و نوشتن برای مخاطب فارسی حضور داشته است.
او با اراک، ایران پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده میشود.
آثار مکتوب او معمولا در کنار شهرت تصویریاش خوانده میشوند و با روایت شخصی، اجتماعی و نمایشی پیوند دارند.
رهنما از تجربه اجرا و رسانه به نوشتن نزدیک میشود؛ زبانش اغلب به گفتار و موقعیت نمایشی نزدیک است.
حضور چندرسانهای او باعث شده ...
4 چهارشنبه و 1 کلاه گی...
مادر من زن پر طرفداری بود. یادم نیست از کی، اما از وقتی خیلی کوچک بودم این را میدانستم. موهای بلند طلاییای داشت که همیشه تابدار بود و کسی باور نمیکرد که این رنگ طبیعی موهای اوست. وقتی میخندید، چال میافتاد. مژههای فرخورده پری داشت که رنگ چشمهای عسلیاش را پنهان میکرد. بلندقد بود و همیشه کمی توپر. صدایش بلند ...
پای به جاده زدن
نمیدونم اینارو من گفتم یا اون. فقط یادمه گفتیم. داشتیم تو تخیلمون میرسیدیم به سر بارون و ته سرخوشی، گوشی رو گذاشت. صدای مشتری اومد قبلش، گوشی رو گذاشت. بیخداحافظی. امروز برای اولین بار یا شاید، برای آخرین بار، فهمیدم بیست و چند ساله که عاشق مردی هستم که پای به جاده زدن نیست. یکی که بتونی همه کارای شیرین ...
ماه 7 شب (یادداشتهای شخصی در فضای مجازی)
مادر روسری قرمزش را پشت سرش گره زده و دارد جارو میکند، خانه را، فرش را، همه جا را. من چهار سالهام و روسری قرمز، یعنی مادر، مال من نیست، مادر کار دارد، مادر جادوگر است. با جاروی چوبیاش ذرههای نور را در هوا میپراکند، نورهای کوچولو جلوی چشمهای من میرقصند، در خانه ما میچرخند و هزار رنگ میشوند. این ...
ماه 7 شب
این کتاب مجموعهای است از 7 سال وبنوشتها و خاطرات بهاره رهنما.