رمان ایرانی

به اندازه 1 نقطه

حالا دیگر بیشتر دوستانم و فامیل می‌دانند باز سرطانی هستم. می‌دانند این بیماری گران خیلی کشنده است و برای همین قرنطینه سفت و سختی دارم. هنوز پیش مامان هستم. حالم هی می‌ریزد به هم و هی آرام می‌گیرد. بلوز پشمی بابا تنم است که آن وقت‌ها می‌پوشید و در آخرین عکسش هم همین را به تن داشت. ولی نمی‌دانم چرا یک ذره بوی بابا را نمی‌دهد محض دلخوشی؟ فقط یک ذره. که به خودم بقبولانم که هست. مثل شیمی درمانی‌های سال‌های پیش‌تر. هست که کمک کند. که نگاه نگرانش را از من می‌دزدد و هی از مامان می‌پرسد: این بچه چرا باز ناخوش شد؟

9789643378141
۱۳۹۴
۱۶۰ صفحه
۱۸۵ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده ژیلا تقی‌زاده
۸ رمان ژیلا تقی‌زاده نویسنده ایرانی است؛ نام او در میان آثار فارسی‌زبان دیده می‌شود و با فضای داستان و نشر معاصر پیوند دارد. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار این گروه از نویسندگان معمولا از رابطه‌های انسانی، تجربه‌های خانوادگی و زبان آشنا نیرو می‌گیرند. در چنین نوشتاری، روایت روان و شخصیت‌های قابل لمس اهمیت بیشتری از نمایش‌های پیچیده فرمی دارد. حضور نویسندگان کم‌سر ...
دیگر رمان‌های ژیلا تقی‌زاده
کهنه رباط
کهنه رباط ...مهشید دو به شک بود که به بیمارستان فارابی برود، یا نه. ساعتش را چند بار پشت سر هم نگاه کرد. نمی‌دانست در آن بیمارستان درندشت می‌خواهد دنبال چه کسی بگردد. لحظه‌ای، کلافه تکیه داد به موتوری که گوشه‌ای پارک بود؛ داشت منصرف می‌شد و می‌خواست برگردد. در میان ماشین‌ها و جمعیتی که پر سر و صدا می‌آمدند، که همه ...
ماه را نشانه بگیر
ماه را نشانه بگیر قاسم چگینی فکرش را هم نمی‌کرد این پیراهن آبی که خریده است تا بپوشد و از روستای سری‌کوه برود برای خواستگاری به روستای آبگرمک، آن‌قدر نونوار و آبی بماند که چند سال بعد، آن را به تن بکشد و برود بایستد جلوی خانه آق سید شاطر، کوچه قنات، میدان هفت‌تنان، محله لیاقت‌آباد، در جنوب غربی تهران. آبگرمکی‌ها به روستای دیگر ...
فرشتگان بال ندارند
فرشتگان بال ندارند گاهی غزاله می‌دید دایی بهزادش، مرغ عشق مرده‌ای را از قفس درمی‌آورد تا توی باغچه چال کند و می‌گوید: «چه عمر کوتاهی داشتی زبون بسته!» بعد دمپایی‌کشان با پشت برجسته می‌رفت تا با بیلچه‌ای خاک را زیر و رو کند؛ این‌جور وقت‌ها بود که غزاله احساس ترسی توی گلویش داشت که شبیه بغض نبود.
سهم من از دریا
سهم من از دریا برای این که در تنهایی برای خودتان غذا بپزید به نصف یک کلم احتیاج دارید. یک پیاز متوسط و یک تکه زنجبیل تازه. وقتی کلم‌ها را خلالی خرد کردید، تازه متوجه می‌شوید زیادند. همان طور که آنها را در آبکش می‌ریزید تا بشویید، می‌دانید این به خاطر دلتنگی‌ست؛ همین زیاد بودن کلم. برای دو نفر دارید تهیه می‌بینید. به خودتان ...
مشاهده تمام رمان های ژیلا تقی‌زاده
مجموعه‌ها