رمان خارجی

زهر تویی

(Cest toi le venin)

ویکتور مندا که زمانی در یکی از رادیوهای پاریس مجری برنامه‌ای کم و بیش موفق بود، با تعطیلی این برنامه بیکار می‌شود و در جست‌و جوی کاری جدید به سواحل جنوبی فرانسه می‌آید. قمار خیلی زود او را از هستی ساقط می‌کند، تا جایی که دلزده و افسرده، جتی لحظه‌ای به فکر پایان دادن به زندگی خویش می‌افتد. به‌دنبال یک آشنایی کوتاه و شبانه... با زنی ماجراجو، به فکر کشف هویت زن می‌افتد و زنگ خانه‌ای را به صدا درمی‌آورد.

عباس آگاهی
9786006732527
۱۳۹۴
۱۶۰ صفحه
۲۰۴ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فردریک دار
۱۸ رمان فردریک دار، نویسنده فرانسوی رمان‌های جنایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به جنایت، طنز، زبان عامیانه و روایت پرسرعت نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های فردریک دار
مرگی که حرفش را می‌زدی
مرگی که حرفش را می‌زدی
قیافه نکبت من
قیافه نکبت من اگر شما قیافه قبلی من را دیده باشید، امیدوارم یادتان بیاید که بینی‌ام بی‌عیب، لب‌هایم خوش‌ترکیب و چهره‌ام دارای هماهنگی انکار ناپذیری بود. بعد از عمل جراحی، هر بار که خودم را در آینه می‌دیدم، احساس رو به رو شدن با مردی ناشناس را داشتم...
قاتل غمگین
قاتل غمگین سه مرد با استفاده از شلوغی و سر و صدای کارناوال نیس به یک جواهرفروشی دست‌برد می‌زنند. اما موریس، راننده جوان گروه، الماس‌های ربوده شده را برمی‌دارد و می‌گریزد. لینو، تبهکار خشن ایتالیایی‌تبار، که معرف موریس به هم‌دستانش بوده، مامور می‌شود تا او را بیابد.
بچه پرروها
بچه پرروها در آن شب پسردایی مست نمی‌شد. در حالی که دست‌هایش را روی شکمش گره کرده بود، با قیافه‌ای که به وحشتم می‌انداخت، نگاه سنگینی به من دوخته بود. چشم‌های ریز و خون‌آلودش به نحو تحمل‌ناپذیری خیره می‌شدند. برای این‌که از زهر نگاهش در امان بمانم، به پنجره باز نزدیک شدم.
آدم که نمی‌میرد
آدم که نمی‌میرد نام باب تراخو، افتخار عالم بوکس و چهار بار قهرمان اروپا، همه‌جا با احترام به زبان می‌آید، اما قهرمان‌ها هم، مثل همه آدم‌های دیگر، پیر می‌شوند و باب در سی و چهار سالگی می‌داند که پایان کارش نزدیک است. ولی به رغم این، پافشاری می‌کند و می‌خواهد «آویختن دستکش‌ها» را به تاخیر بیاندازد. مدیر برنامه‌های او، هماهنگ با رئیس «قصر ...
مشاهده تمام رمان های فردریک دار
مجموعه‌ها