رمان خارجی

سفرهایم با خاله جان

(Travels with my aunt)

در «سفرهایم با خاله جان» هنری پولینگ رئیس بازنشسته بانک در مراسم تشییع جنازه مادرش بعد از 50 و اندی سال به خاله 70 - 80 ساله‌اش برمی‌خورد. پس از این دیدار طولی نمی‌کشد که او هنری را ترغیب به ترک سوت‌وود، گل‌های کوکب و همسایه‌اش می‌کند تا در سفر به برایتون، پاریس، استانبول، پاراگوئه... هم‌سفرش شود. هنری در جریان این سفرها با هیپی‌ها، جنایت‌کاران جنگی، جاسوسان سیا... معاشرت می‌کند و زندگی کسالت‌بار حومه شهرش دست‌خوش تحول می‌شود. گراهام گرین در سفرهایم با خاله جان، نه تنها ما را از لذت داستان بی‌نصیب نمی‌گذارد، بلکه با پیچیده‌ترین وضعیت‌های بشری مواجه می‌کند.

روزنه
9789643345013
۱۳۹۴
۴۳۲ صفحه
۵۹۸ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
گراهام گرین
صفحه نویسنده گراهام گرین
۲۳ رمان گراهام گرین، نویسنده انگلیسی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به ایمان، خیانت، جاسوسی، سیاست و گناه نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به «قدرت ...
دیگر رمان‌های گراهام گرین
سفر به دنیای خاله آگوستا
سفر به دنیای خاله آگوستا سفر به دنیای خاله آگوستا در ظاهر شرح سفرهای خاله و خواهرزاده‌ای است، اما در باطن سفر مردی میانسال از دنیای امن و آرام آدم‌های پاک و ساده به دنیای هراس‌آمیز و پریشان آدم‌های شرور و شیاد است. سفرهایی که در طول داستان اتفاق می‌افتد، در عین واقعیت سمبلیکند و گذر انسانی را با تمام تردیدها و تامل‌ها و رفت ...
مامور ما در هاوانا
مامور ما در هاوانا جهان داستان‌های گراهام گرین، بیش از آن که دنیایی آماده‌ی انقلاب باشد، جهانی در حال زوال و فروپاشی است. نویسندگان رئالیسم و جامعه‌گرا، گرین را نومید و آثار او را مایوس کننده دانسته‌اند اما به ظاهر برچسب راست‌اندیشی بر قامت او راست نیامده است. مامور ما در هاوانا داستان مردی‌ست که به گونه‌ای اتفاقی و کاملا ناخواسته جاسوس می‌شود و به ...
عامل انسانی
عامل انسانی "وقتی که اتاقک تلفن را ترک می‌گفت، تاریکی همراه با مه و بوران ماه نوامبر خیلی زود فرو افتاده بود. به هیچ یک از علامات او پاسخی داده نشده بود. در خیابان اولد کامپتون، نور تند و سرخ‌رنگ علامت "کتاب" که محل کسب مشکوک هالیدی جوان را مشخص می‌کرد، با جسارتی کمتر از معمول سنگ‌فرش را روشن کرده بود." گراهام ...
مقلدها
مقلدها
اسلحه‌ای برای فروش
اسلحه‌ای برای فروش ریون لب‌شکری با چهره‌ای ناخوشایند، هرگز روی خوشی از زندگی ندیده بود. کشتن برای او فقط نوعی اظهار بدگمانی نسبت به بشریت بود. با این همه روی شانه‌های ضعیفش، بار سنگین یک جنگ فراگیر اروپایی را حمل می‌کرد...
مشاهده تمام رمان های گراهام گرین
مجموعه‌ها