رمان خارجی

رنج‌کشیدگان و خوارشدگان

(Unizhennye i oskorblennye)

آن‌وقت عاقبت رمانم از چاپ درآمد. دیرزمانی پیش از درآمدنش غوغایی در دنیای ادبیات به راه انداخت. بلینسکی از خواندن دست‌نوشته‌ام مثل یک کودک در پوست خودش نمی‌گنجید. نه! اگر تا به حال اصلا شاد بوده باشم، شادی‌ام در نخستین لحظه‌های سکرآور موفقیتم نبوده، بل پیش از آن بوده که حتی دست‌نوشته‌ام را برای احدی بخوانم؛ در آن شب‌های درازی که غرق در آرزوها و رویاهای شیرین و عشق سوزان نسبت به کارم گذشته بود؛ هنگامی که با نقش خیالم به درون داستانی خزیده و به دیدار شخصیت‌هایی رفته بودم که خودم آفریده بودمشان، تو گویی خانواده‌ام بودند، آدم‌هایی واقعی؛ دوستشان می‌داشتم، با شادی‌شان شاد می‌شدم و با اندوهشان اندوهگین، و گاهی حتی واقعا برای قهرمان بی‌شیله‌پیله‌ام اشک می‌ریختم. و عاجزم از توصیف اینکه چقدر ایخمینف و همسرش از موفقیتم شاد شدند، هر چند در ابتدا سخت شگفت‌زده شده بودند. برایشان خیلی غریب بود.

محسن کرمی
نیلوفر
2500110042993
۱۳۹۴
۴۸۰ صفحه
۸۶۲ مشاهده
۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
فئودور داستایوفسکی
صفحه نویسنده فئودور داستایوفسکی
۷۳ رمان فئودور داستایوفسکی نویسنده روس و یکی از بزرگ‌ترین رمان‌نویسان جهان است. او در مسکو به دنیا آمد و زندگی‌اش با فقر، زندان، تبعید، بیماری و تجربه‌های سختی همراه شد که بعدها به عمق آثارش راه پیدا کردند. داستایوفسکی بیش از آنکه فقط روایتگر ماجرا باشد، کاوشگر روح انسان است. شخصیت‌های او معمولاً درگیر گناه، ایمان، آزادی، فقر، تحقیر، جنون و پرسش‌های اخلاقی‌اند. رمان‌هایی مانند «جنایت و مکافات»، «برادران کارامازوف»، «ابله» و «شیاطین» از مهم‌ترین آثار او هستند. این کتاب‌ها با وجود حجم ...
دیگر رمان‌های فئودور داستایوفسکی
جوان خام
جوان خام
یادداشت‌های زیرزمینی
یادداشت‌های زیرزمینی آینه تمام‌نمای سرگذشت روزگار ما و نقد حال انسان آخرالزمان است که بیماری تا عمق وجودش ریشه دوانیده است، ولی او همچنان از باور آن سر باز می‌زند.
قمارباز (چرم)
قمارباز (چرم) طبق معمول اول پای کسب و کار در میان آمد. پولینا همین که دید پولی که به او داده‌ام هفتصد گولدن بیشتر نیست، اوقاتش تلخ شد. اوقاتش تلخ شد. به خودش اطمینان داده بود که جواهراتش را در پاریس کم‌کم هم که گرو می‌گذاشتم دو هزار گولدن می‌شد. گفت: صددرصد مقداری پول لازم دارم. باید هم به دستش بیاورم و الا ...
شب‌های روشن (بخشی از خاطرات مردی رویایی)
شب‌های روشن (بخشی از خاطرات مردی رویایی) کمی دورتر، زنی که به میله‌های نرده تکیه داشت به آب تیره کانال خیره مانده بود. کلاه زرد رنگ زیبایی بر سر و شنل کوتاه و سیاه رنگی بر شانه داشت. با خود فکر کردم:‹‹ دختر جوانی است که مطمئنا موهای سیاهی دارد.›› ظاهرا صدای قدم‌هایم را نشنید. وقتی با نفس حبس شده و قلبی که به شدت می‌زد از ...
مشاهده تمام رمان های فئودور داستایوفسکی
مجموعه‌ها