رمان خارجی

زمزمه گلاکن

(The whisper of glocken)

سال 885 گمج، بهار دیر به سرزمین میان کوه‌ها آمد. با این حال وقتی بهار رسید حسابی خودش را نشان داد. باران‌های سیل‌آسا هم‌چون تازیانه بر چهره‌ 12 دهکده واقع در کرانه‌های رودخانه واترکرس فرود آمدند. باران در واتراسپلش در بالای رودخانه شرشر می‌کرد و در پایین آن در واترگپ مثل آبشار فرو می‌ریخت، جایی که رودخانه کف‌کنان وارد گذر زیرزمینی می‌شد و شتابان از زیر فراست‌بایت می‌گذشت.

مرکز
9789642132652
۱۳۹۴
۲۱۸ صفحه
۴۹۴ مشاهده
۰ نقل قول
کارول کندال
صفحه نویسنده کارول کندال
۲ رمان کارول کندال از نویسندگانی است که کارش با روایت، تجربه انسانی و نگاه شخصی شناخته می‌شود. آثار او از دل فرهنگی مشخص می‌آیند، اما در برخورد با خواننده راهی به پرسش‌های آشناتر باز می‌کنند. در زندگی و مسیر ادبی او می‌توان رد زمانه، زبان و دغدغه‌های اجتماعی یا فردی را دید. همین زمینه باعث می‌شود متن‌هایش فقط قصه نباشند و لایه‌ای از مشاهده و تأمل همراه خود داشته باشند. شیوه روایت او معمولاً به جزئیات، لحن و حرکت آرام معنا تکیه دارد. ...
دیگر رمان‌های کارول کندال
جام گمج
جام گمج در مکانی بسیار دوردست. در سرزمین‌های بیرون‌دست. می‌زیستند مینی‌پین‌های شجاع. و هم می‌مردند بعضی ار آن‌ها. گم گشته گنجینه‌هایشان، خفته در ژرفا. تا فرا رسید دوره خشکی. و جهان ماسه شد یک‌سر. و گریختند می‌نی‌پین‌ها. به زمین‌های پرآب‌تر.
مشاهده تمام رمان های کارول کندال
مجموعه‌ها