رمان خارجی

خدایا آن جایی منم مارگارت

مارگارت سایمون که حدودا 12 ساله است، عاشق موی بلند، ماهی تن، بوی باران و چیزهای صورتی رنگ است. او که از نیویورک سیتی به حومه شهر نقل مکان کرده است، نگران جور شدن با دوستان جدیدش است، وقتی با صحبت کردن در یک کلوپ با دوستان جدیدش وارد اولین عرصه زندگی خود می‌شود، این‌جاست که مارگارت با خوش‌حالی احساس وابستگی به آن‌ها می‌کند، اما هیچ‌یک از آن‌ها نمی‌توانند باور کنند که مارگارت هیچ ایده و عقیده خاصی ندارد و مارگارت هم نمی‌تواند این حقیقت را که او می‌تواند هر چیزی را که در ذهنش است به آن‌ها بگوید، مثلا درباره دوستش که با خداوند صحبت می‌کند. مارگارت، بانمک و اصیل است و افکار و احساساتش، به خوبی بخش عمده‌ای از شخصیت او را نشان می‌دهد.

قطره
9786001198144
۱۳۹۴
۱۴۲ صفحه
۲۷۷ مشاهده
۰ نقل قول
جودی بلوم
صفحه نویسنده جودی بلوم
۲ رمان جودی بلوم از نویسندگانی است که کارش با روایت، تجربه انسانی و نگاه شخصی شناخته می‌شود. آثار او از دل فرهنگی مشخص می‌آیند، اما در برخورد با خواننده راهی به پرسش‌های آشناتر باز می‌کنند. در زندگی و مسیر ادبی او می‌توان رد زمانه، زبان و دغدغه‌های اجتماعی یا فردی را دید. همین زمینه باعث می‌شود متن‌هایش فقط قصه نباشند و لایه‌ای از مشاهده و تأمل همراه خود داشته باشند. شیوه روایت او معمولاً به جزئیات، لحن و حرکت آرام معنا تکیه دارد. ...
دیگر رمان‌های جودی بلوم
فاج قهرمان
فاج قهرمان «می‌خواهم توتسی رو با یه دوچرخه مثل مال تو تاخت بزنم...» فاج، که نام واقعی‌اش فارلی است، از چسباندن برچسب‌های کوپن خرید روی سر و صورت خواهر کوچولویش لذت می‌برد و از مخفی کردن او در جاهای سری و باورنکردنی خوشش می‌آید. فاج عاشق سگش، ترتل، کرم خانگی‌اش، ویلی، و برادر بزرگ‌ترش پیتر است...
مشاهده تمام رمان های جودی بلوم
مجموعه‌ها