مجموعه داستان داخلی

نزدیک دورها

بیشتر دو کوچه را به یاد می‌آورم که هر دو مشخصا به یک میدان و یا شاید به میدان‌های دیگری می‌رسیدند. از هر کوچه که می‌رفتیم ار مسیری همانند عبور می‌کردیم. شب‌ها دروازه را نمی‌بستند، یعنی گاهی می‌بستند و گاهی نمی‌بستند. من شب از یکی از این کوچه‌ها می‌رفتم. همه‌جا خلوت بود. مناظر و مرایا عجیب بودند. در روز این صحنه‌ها و تصویرها عوض می‌شد. یکی بود که پتویی یا نمدی بر دوش داشت. همیشه از من جلو بود. من به دنبال او می‌رفتم...

میترا
9789648417722
۱۳۹۴
۲۳۲ صفحه
۵۷۲ مشاهده
۰ نقل قول
سیروس شمیسا
صفحه نویسنده سیروس شمیسا
۷ رمان سیروس شمیسا استاد ادبیات، نویسنده و پژوهشگر ایرانی است؛ از چهره‌های مهم آموزش و پژوهش ادبیات فارسی است. او با رشت، ایران پیوند دارد و همین زمینه در نگاه و جهان آثارش رد پیدا کرده است. کتاب‌های او در زمینه سبک‌شناسی، عروض، بیان و نقد ادبی برای دانشجویان و علاقه‌مندان ادبیات بسیار شناخته شده‌اند. شمیسا مفاهیم تخصصی ادبی را با ساختاری آموزشی و روشن توضیح می‌دهد. آثارش در دانشگاه‌ها و فضای آموزش ادبیات فارسی نقشی گسترده داشته‌اند. برای مخاطب فارسی، شمیسا نامی آشنا در فهم ...
دیگر رمان‌های سیروس شمیسا
ماه در پرونده
ماه در پرونده سرانجام تلفن زدند و به آقا گقتند که وضع پدرشان دیگر کاملا وخیم شده و در شرف موت است. من آنجا بودم. آقا خیلی مضطرب شد. گفت کارها را شما انجام بدهید من باید همین الان حرکت کنم و به طرف عکس پدرش که لبخند می‌زد خیره شد. آقا برای دادن چند دستور دیگر از اطاق خارج شد. من رفتم ...
سیروس در اعماق
سیروس در اعماق سیروس، همسال، هم‌بازی و هم‌نام من، همسایه ما بود. یعنی خانه‌شان درست همان خانه کوچک سر کوچه بود که هنوز هم هست. دیوار اطاق‌هایش، گمان می‌کنم 2 اطاق و 1 ایوان داشت، قسمتی از دیوار حیاط ما بود که شکم آورده بود و 1 درخت انجیر وسطش روئیده بود. در قسمت شمالی حیاط خانه ما بود که بزرگ بود و ...
داستان یک روح
داستان یک روح من بوف کور را به دلیل ارتباط روشن آن با مسائل روحی بشر از دیدگاه روانشناسی بررسی کرده‌ام و عمده ابزار من مباحث روانی کارل گوستاو یونگ و مسائل اساطیری و سمبل‌شناسی بوده است و البته در مقدمه کتاب درباره ساختارهای ادبی آن هم، از جمله تکنیک منحصر به فرد آن از نظر داستان‌پردازی بحث‌هایی کرده‌ام. بوف کور از طرفی ...
آینه و 3 داستان دیگر
آینه و 3 داستان دیگر داستان از این‌جا شروع می‌شود که مدت‌ها بود حس می‌کردم زنم به من خیانت می‌کند و یک دفعه به صرافت افتاده بودم که سر از کارش در بیارم. یک بعدازظهر تا غروب لابه‌لای چادر و چاقچورش، لابه‌لای کتاب دعایش، توی کیسه قباله‌جاتش، توی بقچه خرت و پرت‌هایش، همه جا را گشتم. تصویرهای مختلفی پیدا کرده بودم، نقاشی‌هایی بود که خودش ...
مشاهده تمام رمان های سیروس شمیسا
مجموعه‌ها