مجموعه داستان داخلی

نزدیک دورها

بیشتر دو کوچه را به یاد می‌آورم که هر دو مشخصا به یک میدان و یا شاید به میدان‌های دیگری می‌رسیدند. از هر کوچه که می‌رفتیم ار مسیری همانند عبور می‌کردیم. شب‌ها دروازه را نمی‌بستند، یعنی گاهی می‌بستند و گاهی نمی‌بستند. من شب از یکی از این کوچه‌ها می‌رفتم. همه‌جا خلوت بود. مناظر و مرایا عجیب بودند. در روز این صحنه‌ها و تصویرها عوض می‌شد. یکی بود که پتویی یا نمدی بر دوش داشت. همیشه از من جلو بود. من به دنبال او می‌رفتم...

میترا
9789648417722
۱۳۹۴
۲۳۲ صفحه
۵۷۲ مشاهده
۰ نقل قول
سیروس شمیسا
صفحه نویسنده سیروس شمیسا
۸ رمان سیروس شمیسا استاد ادبیات، نویسنده و پژوهشگر ایرانی است؛ از چهره‌های مهم آموزش و پژوهش ادبیات فارسی است. او با رشت، ایران پیوند دارد و همین زمینه در نگاه و جهان آثارش رد پیدا کرده است. کتاب‌های او در زمینه سبک‌شناسی، عروض، بیان و نقد ادبی برای دانشجویان و علاقه‌مندان ادبیات بسیار شناخته شده‌اند. شمیسا مفاهیم تخصصی ادبی را با ساختاری آموزشی و روشن توضیح می‌دهد. آثارش در دانشگاه‌ها و فضای آموزش ادبیات فارسی نقشی گسترده داشته‌اند. برای مخاطب فارسی، شمیسا نامی آشنا در فهم ...
دیگر رمان‌های سیروس شمیسا
نظامی و هفت پیکر
نظامی و هفت پیکر ادبیات هر سرزمینی آینه‌ی تمام‌نمای زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم آن است. در میان ملل مختلف، ادبیات ایران، با توجه به تاریخ کهن و فرهنگی منحصر‌به‌فرد، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده است. «منظومه‌ی هفت‌پیکر نظامی» مجموعه‌ای است از داستان‌های زندگی بهرام‌گور که با نام‌های «هفت گنبد» و «بهرام‌نامه» هم شناخته می‌شود. این منظومه آمیزه‌ای از جنبه‌ی حماسی و غنایی است، ...
قطعات
قطعات قطعات (قطعه‌نویسی) بیشتر صمیمانه است تا فاضلانه، معمولا جای ردّ و اثبات و تحقیق و برهان نیست که مربوط به جستار و مقاله است، بیشتر نظرگاه‌های فکری و سلیقه‌یی نویسنده‌یی است که عمری را به مطالعه و نوشتن پرداخته، به نکاتی دست یافته و عقاید خاصی پیدا کرده است. اظهار فضل نمی‌کند، به همه مطالب ریز و درشتی که می‌تواند ...
تاریخ سری بهادران فرس قدیم
تاریخ سری بهادران فرس قدیم در کتابخانه مدرسه بهادریه جهانگیرنگر (مدرسه عالیه ادیان مندرسه) در بین انبوه مخطوطات موریانه خورده و حشره زده و خاک گرفته، کتاب نسبتا قطوری بود تحت عنوان تاریخ سری بهادران فرس قدیم که با همه صعوبت در قرائت به شرحی که خواهد آمد برای من جاذبه و کشش خاصی داشت. تمام صفحات بر اثر حشره‌زدگی سوراخ شده و پر از نقطه ...
سیروس در اعماق
سیروس در اعماق سیروس، همسال، هم‌بازی و هم‌نام من، همسایه ما بود. یعنی خانه‌شان درست همان خانه کوچک سر کوچه بود که هنوز هم هست. دیوار اطاق‌هایش، گمان می‌کنم 2 اطاق و 1 ایوان داشت، قسمتی از دیوار حیاط ما بود که شکم آورده بود و 1 درخت انجیر وسطش روئیده بود. در قسمت شمالی حیاط خانه ما بود که بزرگ بود و ...
مشاهده تمام رمان های سیروس شمیسا
مجموعه‌ها