در داستانهای کوتاه این کتاب، تعدادی از شخصیتهای اصلی داستانها نه درک درستی از شرایط موجود خود دارند و نه خبر از واکنشهای غلوآمیزشان.
گاهی عجولانه برای رفع اشتباهی، با اشتباهی دیگر درصدد جبران هستند و گاهی هم فرصتطلبانه در پی راهحلی لحظهای...
رقص روی سنجاق (مجموعه 63 داستان کوتاه کوتاه)
او ملکه 1 دنیای کهنه و قدیمی بود که اجدادش را با گیوتین در مرکز پاریس گردن زده بودند و من 1 تیرباران شده cracow طراح مد تازه به دوران رسیده بودم که اجدادم در حول و حوش شهر کراکو بودند.
اما گور پدر این چیزها، مهم این بود که عاشق هم بودیم...
نمایشنامههای تکپردهای
پردینز:
یادت میآید که من چطور او را به یک الهه یونانی تشبیه میکردم با پیراهن سفید، شیپور طلایی، با صندل و تاج گل.
هیچکس جز تو نمیدانست که من «شهرت» را به این شکل در نظر مجسم میکردم و به او اعتقاد داشتم و او را موجودی واقعی میپنداشتم. ایمان داشتم که یک روز خواهد آمد ولی همه مرا ...
پرده نقرهای (گزیده بهترین داستانهای کوتاه 3 دهه)
از سال 1915 همه ساله مجموعهای بهگزین شده از داستانهایی که در نشریات تخصصی ادبی و حتی عمومی به چاپ میرسد، پس از طی مراحل خاصی از داوری تحت عنوان بهترین داستان های کوتاه آمریکایی انتخاب و منتشر میشود. مجموعهای که پیش روی شماست از میان داستانهای سه دههی گذشته انتخاب شده. داستانهایی که هر کدام حال و هوایی خاص ...
زنی که با من در 1 خانه زندگی میکرد
داستان، مادری را روایت میکند که عاشق فرزند و همسرش است و سعی میکند تا از آنها در برابر ناملایمات محافظت کند. موضوع اصلی داستان، عشق است که در قسمتهایی با ترس درمیآمیزد. ابتدای داستان با تصویر خون آغاز میشود، خونی که نشانه خطر بر شمرده میشود و در انتها همین خون زندگی کل خانواده را غرق میکند.
در روایت ...
بعضی زنها
آرچي مكلاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يكبار ميشنيد هرگز فراموش نميكرد. صدايي صاف و محكم. كلمهها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا ميكرد. آواز محزون و يكنواخت و بيپيرايهاش، چيزهايي را بيان ميكرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...