رمان خارجی

و آفتاب طلوع می کند

(The sun also rises)

در این منظره تیزه مرگ و بی‌ثباتی، نه فقط نسل برت و جیک و دوستانشان، که همه نسل‌ها گم گشته‌اند. و آفتاب طلوع می‌کند، مثل کتاب جامعه، ما را نه به یقین مذهبی می‌کشاند، نه به نیهیلیسم و یاس مطلق. این کتاب که یکی از اندوه‌بارترین مرثیه‌های آمریکایی است با حالتی شبیه به شکوه تراژیک، بر فضائل به سبک درآوردن این یاس و تاب آوردن فقدان عشق صحه می‌گذارد. همینگوی هرگز رمانی به این صلابت ننوشت، گرچه هیچ‌چیز از نبوغش در نگارش داستان کوتاه کم نشده. شور غنایی، کمتر رمانی با این حجم و این شکوه را زنده نگه داشته است.

محمد حیاتی
نیلوفر
9789644485640
۱۳۹۴
۲۸۸ صفحه
۵۲۶ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ارنست همینگوی
صفحه نویسنده ارنست همینگوی
۴۳ رمان ارنست همینگوی، نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی و برنده نوبل ادبیات، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در اوک پارک ایلینوی به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، جنگ، سفر و تجربه مستقیم خطر شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با ...
دیگر رمان‌های ارنست همینگوی
وداع با اسلحه
وداع با اسلحه دنیا همه را می‌شکند و پس از آن خیلی‌ها در جاهایی که شکسته‌اند قوی می‌شوند. اما دنیا کسانی را که نشکنند، می‌کشد. بهترین‌ها و نجیب‌ترین‌ها و شجاع‌ترین‌ها را با بی‌تفاوتی می‌کشد. اگر تو جزو آن‌ها نباشی مطمئن باش که تو را هم می‌کشد، فقط چندان عجله‌ای ندارد. ارنست همینگوی برنده جایزه نوبل ادبیات (1954) در بخشی از زندگی پرماجرای خود به ...
خورشید هم‌چنان می‌دمد
خورشید هم‌چنان می‌دمد خورشید هم‌چنان می‌دمد اولین رمان ارنست همینگوی نویسنده سرشناس و برنده جایزه نوبل ادبی است. داستان این کتاب روایت زندگی روشن‌فکران و نویسندگان پس از جنگ جهانی اول است. چند داستان‌نویس که زمانی در جبهه‌های جنگ جهانی اول می‌‌جنگیدند و شاهد کشته شدن میلیون‌ها انسان و سرباز و مردم بی‌گناه بوده‌اند، تصمیم می‌گیرند تا برای پر کردن خلا زندگی و ...
شب پیش از پیاده شدن (داستان)
شب پیش از پیاده شدن (داستان) گابی تنها دختر توی کشتی بود. موهای بوری داشت که ول‌شان می‌کرد روی شانه. خنده‌ی قشنگی داشت. خوش‌هیکل بود و بوی بد عجیبی می‌داد. یکی از خاله‌هاش از وقتی کشتی حرکت کرده بود از کابین بیرون نیامده بود. مسئول برگرداندن او بود پیش خانواده‌اش تو پاریس. پدرش زدوبندی با «فرنچ لاین» داشت و دختره سر میز ناخدا غذا می‌خورد.
زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آید
زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آید بر روی چمن‌‌های کنار جنگل دراز کشیده و چانه را روی دست‌ها گذاشته بود و به اطراف می‌نگریست. آب جویبار آرام و منظم از کوه سرازیر می‌گردید ولی از آن نقطه به بعد از سراشیبی نیز با قوت و سرعت رو به پایین می‌رفت. او نقشه‌های نظامی را بیرون آورد و در جلوی خود گسترد. رفیقش مردی سال‌خورده، کوتاه قد ...
زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند
زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند کتاب زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آیند. نخستین رمان عامه پسند همینگوی است. مهارتی که همینگوی در نگارش این کتاب به کار برده بسیار ستودنی است و نشان از صلابت فکری و استعداد درونی او دارد. هیچ یک از آثار سابق این نویسنده بزرگ تا این اندازه با احساسات زنده، مکالمات زنده‌تر و قهرمانان فعال و پر انرژی سر ...
مشاهده تمام رمان های ارنست همینگوی
مجموعه‌ها