غرور، تعصب و گناه داستانی میسازند که فضای سیاه و سفیدش دربرگیرنده لحظاتی تکاندهنده است که هم تن را به لرزه میاندازد و هم تا پایان ماجرا، خواننده را با خود میکشاند.
۱۴ رمان
فرشته تات شهدوست، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری پیوند خورده که به روابط انسانی، خانواده، احساس و زندگی اجتماعی نزدیکاند. این معرفی قرار نیست فهرستوار باشد؛ مهمتر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتابهای او میرود.
در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع میشود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئلهای انسانی. همین نقطه شروع باعث میشود متن فقط اطلاعات ندهد و حالوهوایی مستقل پیدا کند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
حاکم (کتاب اول)
هر کسی لایق نیست بر دل، «حاکم» شود. سیاهی و یکرنگی را به دنیایی هزار رنگ و وارونه آنان ترجیح میدهد. طرد میشود. بد میشود. تلخ میشود.
دل روی دل میافتد اما... او درد و تلخی این دلدادگی را میان جان حبس میکند. دردها کهنه میشوند. ماندگار میشوند. زهر میشوند.
محکوم است هر روز و هر لحظه تلخی کشنده زهر ...
گناهکار 2 (2 جلدی)
غرور، تعصب و گناه داستانی میسازند که فضای سیاه و سفیدش دربرگیرنده لحظاتی تکاندهنده است که هم تن را به لرزه میاندازد و هم تا پایان ماجرا، خواننده را با خود میکشاند.
تباهکار 3 (3 جلدی)
من را دیو سنگدلی میخوانند که هنوز انسانیت در او زنده است و نفس میکشد به رسم جوانمردی، اما چشمانی که هرز بچرخد روی آهویم را از هم میدرم. به چشمانش قسم که هرکس کمانش را به سوی او هدف گیرد، تنش را باج میگیرم! دیگر هیچیک از آنان مقابلم ادعایی نخواهند داشت! چرا که به اسم گرگ میانشان آمدهام! ...
دل تو را حکم میکند
دختری به اسم شهرزاد که از فرانسه به ایران آمده تا با مردی که پدرش انتخاب کرده و از دوستان خانوادگیشان است جهت ازدواج، آشنایی بیشتری پیدا کند. خواستگار شهرزاد به بیماری سادیسم مبتلاست. شهرزاد به دلیل مشکلاتی که به خاطر بیماری خواستگارش برایش پیش آمده، از دست او فرار میکند و در ماجرای فرار شهرازد حادثه تصادف برایش رخ ...
صحرای ویرانگر
شخصیت اصلی این کتاب دختری به نام صحرا است. او با مادر و خواهرانش زندگی می کند. پس از مرگ ناگهانی و شبهه برانگیز پدر و نامزد صحرا، خانواده او با بحران شدیدی مواجه می شوند و پس از آن مجبور می شوند به محله ای جدید نقل مکان کنند. صحرا دختر بزرگ خانواده است و به دلیل روحیه جدی ...