نمایش‌نامه

5 نمایش‌نامه (روایت‌هایی از مرگ تروتسکی)

(All in the timing)

لورا: بعضی روزا زندگی واسه من مثل یه برگه نازک دستمال کاغذی می‌مونه. مثل یه دیوار سفید که از گاز استریل ساخته شده و زندگی روی این سطح صاف با پروژکتور نمایش داده می‌شه. این زندگی منه. زنی که مسواک می‌زنه. زنی که پشت میز نشسته. این پوسته اون‌قدر نازکه که من می‌تونم دستمو به سمتش ببرم و انگشتمو توش فرو کنم. تروتسکی: ... چه‌طور می‌تونستم حدس بزنم اون قاتل منه، در حالی که هر روز از کنار هم رد می‌شدیم؟ چه‌طور می‌شد پیش‌بینی کرد کسی که گلای شیپوری به این زیبایی پرورش می‌ده کاری کنه که من دیگه نتونم آسمون آبی رو ببینم؟

هنوز
9786006047072
۱۳۹۵
۱۲۸ صفحه
۶۸۶ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
دیوید آیوز
صفحه نویسنده دیوید آیوز
۷ رمان دیوید آیوز نمایشنامه‌نویس آمریکایی است؛ با نمایشنامه‌های کوتاه، بازی‌های زبانی و طنز هوشمندانه شناخته می‌شود. زندگی و خاستگاه او با شیکاگو، آمریکا پیوند دارد و همین زمینه در شکل‌گیری نگاه و جهان آثارش بی‌اثر نیست. آثار او اغلب از موقعیتی ساده شروع می‌شوند و به بازی با زمان، زبان، سوءتفاهم و ساختار نمایش می‌رسند. آیوز گفت‌وگو را مثل پازل و موسیقی به کار می‌گیرد؛ جمله‌ها هم خنده می‌سازند و هم فکر. او برای تئاتر معاصر آمریکا نمونه‌ای از نمایشنامه‌نویس شوخ، دقیق و فرم‌آگاه است. برای ...
دیگر رمان‌های دیوید آیوز
همه ‌چیز در زمان
همه ‌چیز در زمان اتاق کار تروتسکی در کویوآکان، مکزیکو. میز تحریر مملو از کتاب و کاغذ. روی دیوار یک آینه آویزان است. سمت چپ یه راهروست. از پنجره‌های بلند طبقه بالا می‌شه دار و درخت بیرون را دید. تقویم بزرگ دیواری تاریخ 21 آگوست 1940 را نشان می‌دهد. نور می‌آید، تروتسکی پشت میزش نشسته و با عصبانیت مشغول نوشتن است...
حرف حرف حرف
حرف حرف حرف سوییفت: اول از همه چرا «هملت» رو انتخاب کرده‌ن؟ «هملت» به چه درد اونا می‌خوره، یا اونا چه دخلی دارن به «هملت»، که ما باید گرفتارش بشیم؟ وای پسر، خب همیناست که باعث می‌شه عمر مصیبت این‌قدر دراز باشه ! آخه کی تازیانه و تحقیر زمانه رو تحمل می کنه، یا بیداد ستمگر رو، هتاکی متکبر رو...
محاکمه اسپینوزا نمایش‌نامه)
محاکمه اسپینوزا نمایش‌نامه) درها را ببندید. چاره‌ای نیست جز این که بقیه بیرون بمانند. ساکت، لطفا. ساکت. (صبر می‌کند تا سکوت برقرار شود) شری در شهر ما به پا شده است. من آمده‌ام تا جلوی آن را بگیرم. بهتر است بگویم ما همه این جا آمده‌ایم تا جلوی آن را بگیریم، چرا که این شر از جماعت شماست که برمی‌خیزد. شیطانی که دنبالش ...
مسئله‌ای نیست
مسئله‌ای نیست مرد: منتظر کسی که نبودین؟ بودین؟ زن: راستش بودم. مرد: دوست پسر؟ زن: تقریبا. مرد: تقریبا یعنی چه؟ زن: شوهرم. مرد: اوه.
محاکمه اسپینوزا
محاکمه اسپینوزا درها را ببندید. چاره‌ای نیست جز این که بقیه بیرون بمانند. ساکت، لطفا. ساکت. (صبر می‌کند تا سکوت برقرار شود) شری در شهر ما به پا شده است. من آمده‌ام تا جلوی آن را بگیرم. بهتر است بگویم ما همه این جا آمده‌ایم تا جلوی آن را بگیریم، چرا که این شر از جماعت شماست که برمی‌خیزد. شیطانی که دنبالش ...
مشاهده تمام رمان های دیوید آیوز
مجموعه‌ها