رمان ایرانی

هما را، گاه، میان کوچه، در انظار هزار می‌دیدم و احساس می‌کردم در حصار انبوه اخم پیشانی و زخم چشم‌ام، دختر، چطور ترش اینهمه بود؟ از نگاهش، انبار باروت باورت می‌شد! دیگر معلوم بود که به من ترحم نمی‌کرد، و در منتهای سیطره، تره هم برای این عشق خرد نمی‌کرد. از آن پس، حتی خجالت می‌کشیدم چشم به او بیندازم. حالا فقط با رویا، رویارو بودم...

رشدیه
9786009168569
۱۳۹۵
۱۰۲ صفحه
۳۴۷ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های کاظم رضا
آه و دم
آه و دم "آه و دم" مجموعه‌ای از پنج داستان کوتاه به قلم "کاظم رضا" است که پس از سال‌ها برای نخستین بار در سال 95 وارد بازار کتاب شد. این اثر صد و شصت و هفت صفحه‌ای که به همت انتشارات رشدیه منتشر شده است، پنج داستان از قلم متفاوت و مسجع "کاظم رضا" را در بردارد و بعد از داستان هما، ...
مشاهده تمام رمان های کاظم رضا
مجموعه‌ها