رمان خارجی

دره اتاوا

همه این‌ها نمایشی بود که برای خوش‌گذرانی بیرحمانه خودتان به راه انداخته بودید و من همچون انسانی ساده‌لوح و نادان، چاشنی عشق‌ورزی و دلدادگی آنان بودم، از هر دوی شما متنفرم. من هرگز نمی‌توانم این کار را انجام دهم. من هرگز نمی‌توانم کسی را که روزی عاشقش بوده‌ام و با او ازدواج کرده‌ام و یا حتی کسی را که با او رابطه خوبی داشته‌ام و دوست من بوده است، به سخره بگیرم.

چلچله
9786008625216
۱۳۹۵
۱۴۴ صفحه
۴۵۰ مشاهده
۰ نقل قول
آلیس مونرو
صفحه نویسنده آلیس مونرو
۲۱ رمان آلیس مونرو، نویسنده کانادایی و برنده نوبل ادبیات است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به زندگی زنان، خاطره، روستا، انتخاب‌های کوچک و پیامدهای بزرگ نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار ...
دیگر رمان‌های آلیس مونرو
آموندسن
آموندسن حدسم راجع به خانه‌ی واقع در آموندسن درست بود. من را برای شام برد هما‌ن‌جا. یک روز در راهرو به هم برخوردیم، ظاهرا من را که دید، همان لحظه تصمیم گرفت دعوتم کند به شام. لابد یادش افتاده بود به من قول داده راجع به برنامه‌ی تدریس صحبت کنیم. آلیس مونرو، نویسنده‌ی معروف کانادایی و برنده جایزه نوبل سال 2013 و ...
می‌خواستم چیزی بهت بگم
می‌خواستم چیزی بهت بگم مانند معجزه یک زندگی کامل را خیلی کوتاه و مختصر و سریع روایت می‌کند... مانرو هنر و سلیقه‌اش را ماهرانه به کار می‌گیرد... نیویورگ تایمز.
زندگی عزیز
زندگی عزیز کتاب زندگی عزیز، مجموعه ی داستان هایی کوتاه نوشته ی نویسنده ی کانادایی، آلیس مونرو است که در سال 2012 به انتشار رسید. مونرو در داستان های این مجموعه، به لحظه ای می پردازد که زندگی یک انسان را برای همیشه تغییر می دهد و مسیر کاملاً جدید و متفاوتی را به روی او باز می کند. برای نمونه، سربازی ...
جان شیرین و 6 داستان دیگر
جان شیرین و 6 داستان دیگر آن طرف رودخانه، یک گله درخت همیشه سبز تیره بود، احتمالا سرو آزاد، اما آن‌قدر دور بودند که نمی‌شد به یقین گفت. و حتا دورتر از آن، روی دامنه‌ی تپه‌ی دیگری، خانه‌ای بود که از دور خیلی کوچک به نظر می‌رسید. رویش به طرف خانه‌ی ما بود. ما هیچ‌وقت به دیدن‌شان نرفتیمو با آن‌ها آشنا نشدیم. به چشم من شبیه خانه‌ی ...
پاییز داغ
پاییز داغ وقتی ازدواج کنند جایی نزدیک دریاچه سابوت می‌خریدند. نه خیلی نزدیک به والدین موری، و نه خیلی دور از آن‌ها، البته آنجا فقط یک اقامتگاه تابستانی به حساب می‌آمد. بقیه اوقات باید هر جایی که او کار می کرد زندگی کنند. آنجا ممکن بود هر جایی باشد، پرو، عراق، یا نواحی شمال غرب. گریس از فکر این سفرها خوشش آمد ...
مشاهده تمام رمان های آلیس مونرو
مجموعه‌ها