مجموعه داستان خارجی

کوتاه‌ترین‌ها از عشق تا مرگ

(The word s shortest stories of love and death)

فکرش را بکنید که ار نست همینگوی تنها پشت پاکت سیگارش را داشته باشد، تا بر روی آن داستان‌های شاعرانه هایکو مانند با مضمون عشق بنویسد، تمام وجد و خلسه عشق را در کوتاه‌ترین شکل ممکن و در عین حال گویا و سرگرم‌کننده بیان کند و به فلسفه نامیرایی، یا مرگ عشق، نیز بپردازد. کوتاه‌ترین داستان‌ها از عشق و مرگ، چنین داستان‌هایی هستند: به قدر واژه عشق مختصر و به قدر معنای مرگ وسیع. هر کدام از داستان‌‌های این مجموعه، شور احساس و هیجان و تفکر نهفته در یک رمان عاشقانه فلسفی را در خود دارند.

9789642953486
۱۳۹۵
۱۹۲ صفحه
۲۲۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
دیگر رمان‌های گروه نویسندگان
غیب گوی دروغگو
غیب گوی دروغگو داستان کوتاه امروزه، مخصوصا در زمینه ی نوجوان در سالهای اخیر دچار ضعف شده است. روزگاری، داستان کوتاه ژانر نوجوان زمانی بر هنرهایی چون سینما نیز تاثیرگذار بود ولی اکنون به دلایلی روند خوبی را طی نمی کند. مجموعه داستان «غیبگوی دروغگو» که جلد دوم «پسری از شاخ آفریقا» است که با استقبال مخاطبین روبرو شده است، قدمی است برای ...
داستان‌های 5 دقیقه (و کمتر)
داستان‌های 5 دقیقه (و کمتر) بسیاری از ما پس از تجربه شکست و عقب‌نشینی، از نظر احساسی تسلیم می‌شویم و دست از تلاش می‌کشیم. ما هم مثل کوسه این داستان کتاب ، باور می‌کنیم که چون در گذشته ناموفق بوده‌ایم،‌همواره شکست خواهیم خورد. به عبارت دیگر همواره در ذهنمان حصاری می‌بینیم، حتی زمانی که هیچ حائل حقیقی میان جایی که هستیم و جایی که می‌خواهیم ...
لازم نیست دلداریم بدی
لازم نیست دلداریم بدی چاریتی می‌داند که ازدواج من یک ازدواج سنتی هندی بوده.پدر و مادرم به کمک یک دلال ازدواج که از فامیل‌های مادرم بود دامادی انتخاب کردند. همه کاری که من باید می‌کردم این بود که سلیقه غذایی‌اش را بفهمم... اسم من اورلاندو زکی است. منظور از اورالاندو همان اورلاندو در فلوریداست که روی تی‌شرتی که صلیب‌سرخ به من داده نوشته شده؛ زکی ...
5 ضرب در 1 (5 تک‌گویی برای زنان) مجموعه دنیای مدرن 4
5 ضرب در 1 (5 تک‌گویی برای زنان) مجموعه دنیای مدرن 4 انگاری در بهشت بالای سرم باز شده بود، صاف همون لحظه، و من می‌تونستم صدای جهانو بشنوم. تمام چیزی که من می‌شنیدم فریاد این هستی بود... می‌دونی چی می‌گفت؟ داشت می‌خندید. آره. همه حواسشو جمع کرده بود و داشت می‌خندید، داشت به من می‌خندید...
مشاهده تمام رمان های گروه نویسندگان
مجموعه‌ها