رمان ایرانی

جدیدترین رمان «کامران محمدی» با عنوان «مه» روایتی ا‌ست برای کشفِ یک رابطه‌ رازآلود. «مه» همان‌طور که از نامش برمی‌آید از یک اتفاق بسیار مهم شروع می‌شود و کاری می‌کند که راوی یا راوی‌ها برای کشفِ آن‌چه بر ایشان می‌رود هر کاری بکنند. محمدی بعد از آخرین رمانش،«این‌جا باران صدا ندارد» (1391)، وقتِ فراوانی برای نوشتنِ این رمان گذاشت و سعی کرد یک رابطه‌ عاشقانه‌ چندوجهی را با توجه به رازهای آدم‌های داستانش بسازد. رمان داستانِ مردی ا‌ست اهلِ ادبیات که ناگهان شاهدِ زنی می‌شود که رگِ خودش را می‌زند. محمدی با استفاده از دو وجهِ قصه‌ روان‌شناختی و تکنیک‌های پلیسی، رمانی نوشته که در آن مخاطب مدام با تکه‌های پنهان وجودی شخصیت‌ها روبه‌رو می‌شود. بخش مهمی از رمان نیز در پاریس و محله‌هایش می‌گذرد. «مه» تجربه‌ متفاوتی ا‌ست در جهانِ داستانی کامران محمدی؛ یک عاشقانه‌ مرموز...

چشمه
9786002296092
۱۳۹۵
۲۱۶ صفحه
۴۲۵ مشاهده
۰ نقل قول
کامران محمدی
صفحه نویسنده کامران محمدی
۱۰ رمان کامران محمدی نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی است؛ در داستان و نوشتار معاصر فارسی حضور دارد و با روایت‌های شهری و اجتماعی شناخته می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار او معمولا از دل زندگی امروز، روابط انسانی و موقعیت‌هایی برمی‌آیند که برای خواننده ایرانی قابل لمس‌اند. محمدی در نوشتار به روایت روان و نزدیکی به زبان معاصر توجه دارد؛ متن قرار ...
دیگر رمان‌های کامران محمدی
قصه‌های پری‌وار و داستان‌های واقعی (39 داستان مینی‌مالیستی)
قصه‌های پری‌وار و داستان‌های واقعی (39 داستان مینی‌مالیستی) گفتم: پری، اتاق خیلی نم داره. گفت: ولی پریای دریایی که از نم ترسی ندارن اونا تو دریا زندگی می‌کنن. گفتم: پاهات این طوری بدتر می‌شه. گفت: پریای دریایی که پا ندارن. دم دارن من هم شبا که تو خوابیدی دم درمی‌آورم. گفتم: باید خونه رو عوض کنیم، بریم یه جای بهتر ولی با این وضع کار.... گفت: پریای دریایی که کار نمی‌خوان اونا خیلی ...
پریا
پریا
مقامات شش گانه ی حسرت های شمال (نسخه امضا شده)
مقامات شش گانه ی حسرت های شمال (نسخه امضا شده) «مقامات شش‌گانه‌ی حسرت‌های شمال» را از نظر راحتی روایت و صراحت نویسنده در بیان تجربه‌های شخصی، می‌توان در گروه «ادبیات اعتراف» به حساب آورد. محمدی این بار بدون خودسانسوری، ما را به سال‌هایی می‌برد که زندگی همه‌مان، ساده‌تر و صمیمانه‌تر از حالا بود. او از دردهای مشترکی حرف می‌زند که خیلی از ما هم تجربه کرده‌ایم یا دست‌کم درباره‌شان شنیده‌ایم ...
بگذارید میترا بخوابد
بگذارید میترا بخوابد صدای موسیقی ناشناسی حرفش را قطع کرد. ایوب بی‌اختیار نگاهی به گوشی خود انداخت و از این که ستاره سراغش را نگرفته، شاد و اندکی نگران شد، اما چرا این آهنگ؟ زنگ هیوا را می‌شناخت، موسیقی فیلم سینما پارادیزو بود. شهرزاد گوشی را از کیفش درآورد و نگاهی به آن انداخت. لبخندی زد و با مهربانی دستش را روی دست ایوب ...
مشاهده تمام رمان های کامران محمدی
مجموعه‌ها