رمان ایرانی

دلهره‌های خیابان وحید

عجب فکر بکری دارد این ننه. با خوشحالی چرتی را می‌گیرم و کهنه چرک را به پایش گره می‌زنم. آن‌قدر محکم که صدای جیکش در می‌آید. ننه می‌گوید: «ئی جوری که پاش ورم می‌کنه.» و خودش بند را شل‌تر به پای چرتی می‌بندد و توی حیاط ولش می‌کند. تریشه باریکی از پارچه را هم می‌دهد به خودم: «اینه نگه‌اش دار که یادت نره پارچه‌اش چه رنگی بود.»

هوپا
9786008025252
۱۳۹۵
۱۸۴ صفحه
۱۳۲ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده محمدرضا مرزوقی
۹ رمان محمدرضا مرزوقی نویسنده ایرانی است؛ در ادبیات داستانی فارسی و فضای نشر معاصر حضور دارد. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. نوشته‌های او در بستری خوانده می‌شوند که داستان ایرانی به تجربه‌های اجتماعی و فردی امروز نزدیک شده است. مرزوقی را می‌توان در کنار نویسندگانی دید که روایت روان و شخصیت‌های آشنا را محور کار قرار می‌دهند. چنین نویسندگانی با تداوم نوشتن، بدنه ...
دیگر رمان‌های محمدرضا مرزوقی
مشترک موردنظر
مشترک موردنظر
پسین شوم
پسین شوم
زمانی که هم‌صحبت فریدا بودم (بچه‌محل نقاش‌ها 5)
زمانی که هم‌صحبت فریدا بودم (بچه‌محل نقاش‌ها 5) -
زمانی که هم سبیل دالی بودم (بچه محل نقاش‌ها 6)
زمانی که هم سبیل دالی بودم (بچه محل نقاش‌ها 6) چه حالی پیدا می‌کنی اگر دایی‌ات یک فلش مموری به تو بدهد و بعد از باز کردن آن او را در فیلمی قدیمی کنار سالوادور دالی ببینی که در حال بازی با سبیل‌های درازش رو به دوربین می‌گوید: «تنها تفاوت من با یک دیوانه این است که من دیوانه نیستم!» دایی سامان که تازه از سفر اسپانیا برگشته برای بچه‌ها ...
دور زدن در خیابان یک‌طرفه
دور زدن در خیابان یک‌طرفه -
مشاهده تمام رمان های محمدرضا مرزوقی
مجموعه‌ها