فرمانده با خونسردی رفتن آنها را تماشا میکرد. او به همان اندازه که خودش را دچار مخاطره میکرد، دیگران را هم به خطر میانداخت. میگفت خیلیها کشته میشوند و این قانون جنگ است. اما افراد شجاع خیلی کمتر کشته میشوند...
فراریها و داستانهای دیگر از نویسندگان آمریکای لاتین
روی آوردن گسترده اروپاییان به ادبیات آمریکای لاتین در نیمه دوم قرن 20 دلیل بر بیاهمیت بودن این ادبیات تا پیش از آن زمان نیست. ادبیات این نیمقاره و در بطن آن داستان کوتاه، از قرن نوزدهم و تکمیل و تحکیم استقلال سیاسی کشورهای این منطقه رنگ و روی تازه به خود میگیرد. اگز برخی از داستاننویسان بر پیروی از ...
کالئیدوسکوپ
تعریف علمیتخیلی، حتی به عنوان یک ژانر کار دشواری است. دغدغهی همیشگی متنهای علمیتخیلی پیش از آنکه به تاثیرات ابداعات تکنولوژیک مربوط میباشد، نگارش منطقی و معقول یک جهان دیگر است تا جایی که علمیتخیلی را ادبیات ایدهها میدانند. در آثار علمیتخیلی انسانیترین مفاهیم با علمیترین و عینیترین چارچوبها بیان میشوند. نمایشنامههای علمیتخیلی قدمت دیرینی برای اهالی صحنه داشتهاند، معمولا ...
مرگ دنتون و داستانهای دیگر
خب دیگر، کارمان با خبر بد تمام شد. رخ به رخ آن ایستادیم و بلایی سرمان نیامد. نه آسیبی دیدهایم و نه خونی از بدنمان میآید. دچار سوختگی هم نشدهایم. کفشهایمان هنوز صاحب دارند. آفتاب میتابد، پرندگان میخوانند و دلیلی ندارد که خوش و خرم نباشیم. خبرهای بد ـ انفجارها، نشتی نفت، نسلکشی، قحطی و موارد دیگر ـ بیشتر اوقات ...
بعضی زنها
آرچي مكلاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يكبار ميشنيد هرگز فراموش نميكرد. صدايي صاف و محكم. كلمهها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا ميكرد. آواز محزون و يكنواخت و بيپيرايهاش، چيزهايي را بيان ميكرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...