مجموعه داستان خارجی

مارپیچ

زبان فارسی نویسنده جمعی از نویسندگان مترجم محمدعلی مهمان‌نوازان سال چاپ 1395 نوبت چاپ 1 تعداد صفحات 194 سایز جیبی ابعاد 11 * 17 * 1.1 نوع جلد شومیز وزن 155 نسخه الکترونیکی نمی‌باشد

9786001218811
۱۳۹۵
۱۹۴ صفحه
۲۰۳ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
میان فنجان‌های قهوه (داستان‌های کوتاه از نویسندگان روز جهان)
میان فنجان‌های قهوه (داستان‌های کوتاه از نویسندگان روز جهان) داستان‌های مجموعه ”میان فنجان‌های قهوه“ از میان ده‌ها داستان برچین و ترجمه شده‌اند و ملاک انتخاب این آثار محتوای ادبی غنی، تنوع مضامین، قوت تکنیکی اثر و جدید بودن داستان‌ها بوده است. این مجموعه ده داستان را از ده نویسنده معاصر (اورهان پاموک، سام شپرد، آلیس مونرو، توبیاس وولف، گیلرمو مارتینز، جولین بارنز، جورج ساندرز، دیوید فاستر والاس، نادین گوردیمر ...
رقص روی سنجاق (مجموعه 63 داستان کوتاه کوتاه)
رقص روی سنجاق (مجموعه 63 داستان کوتاه کوتاه) او ملکه 1 دنیای کهنه و قدیمی بود که اجدادش را با گیوتین در مرکز پاریس گردن زده بودند و من 1 تیرباران شده cracow طراح مد تازه به دوران رسیده بودم که اجدادم در حول و حوش شهر کراکو بودند. اما گور پدر این چیزها، مهم این بود که عاشق هم بودیم...
الفبای تقلب (مجموعه طنز)
الفبای تقلب (مجموعه طنز) در این کتاب می‌خوانید: گوسفندهایی که برای جاسوسی به گرگ‌آباد می‌روند، جغد فرزانه‌ای که با رهبری غلطش یک گله حیوان را به زیر چرخ‌های یک تریلی هدایت می‌کند، نویسنده‌ای که نمی‌داند چطور از شر جنازه پیرزنی که مدام زنده می‌شود خلاص شود، ستاره‌ای که بعد از یک آخرالزمان هسته‌ای تنها دغدغه حفظ شهرتش را دارد، دختر زشتی که به یک ...
صدای اقتدار (داستان‌های مادران و دختران) مجموعه داستان
صدای اقتدار (داستان‌های مادران و دختران) مجموعه داستان چرا مادرم این‌قدر اسرار داشت ما منزوی زندگی کنیم، هیچ‌کس را نشناسیم، هیچ‌جا نرویم؟ ما مثل آن سه‌تا میمون بودیم. کور و کر و لال نسبت به دنیا و در خود مغرور و زودرنجمان گیر افتاده بودیم. تنها ارتباط ما با دنیای بیرون، سفر هر ماهه ما به سنت کلاین بود. مادرم خیلی جدی مرا از بین جاده‌های غبار گرفته ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها