نمایش‌نامه

نگاه‌مان می‌کنند

مجبوره دوسم داشته باشه. دوسم نداشته باشه، خودمو از همین‌جا می‌ندازم پایین کلش الکی شدا. معلم رقص سالسای من و مامانم بود. یعنی همه این مجتمع شاگردشن. همین بلوک روبه‌رویی هم شاگرد داره. حالا کارش تموم شد زنگ می‌زنم بهش. فکر کنم یه چیزایی بدونه از این لیدی گاگا. ولی می‌گه من از همه با استعدادترم. یعنی جرات داره، نگه. می‌کشمش. شما سالسا بلدین؟ آخه تو سینمای ایران به درد نمی‌خوره بلدم باشین. اما خیلی خوبه. شش تا شماره است. یک و دو و سه و چهار و پنج و شش... چرخ! اولاش اون‌قدر مامانم باهاش خوب بود...

افراز
9786003260146
۱۳۹۵
۶۲ صفحه
۲۵۳ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده نغمه ثمینی
۸ رمان نغمه ثمینی نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس و پژوهشگر ایرانی است؛ از چهره‌های مهم تئاتر و روایت نمایشی معاصر ایران است. او با تهران، ایران پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. آثار او اغلب با اسطوره، تاریخ، زن، بدن و حافظه فرهنگی درگیرند. ثمینی زبانی شاعرانه و نمایشی دارد و می‌تواند لایه‌های تاریخی و روانی را در یک متن صحنه‌ای کنار هم بنشاند. حضور او در نمایشنامه‌نویسی ایران به پررنگ‌تر شدن نگاه زنانه و پژوهش‌محور در ...
دیگر رمان‌های نغمه ثمینی
خانه (نمایش‌نامه برای 3 اتاق و 1 پشت‌بام)
خانه (نمایش‌نامه برای 3 اتاق و 1 پشت‌بام) دکترا بهم گفتن از درون ذره‌ذره سلول‌هات کوچک و کوچک‌تر می‌شن تا یک شب که بیماری لگد آخرش رو می‌زنه. اون‌وقت دیگه همه چی تمومه. جسم تموم می‌شه اما انرژی ذهنی هیولا وارت همه جا منتشر می‌شه. تو به یه صدای سیال تبدیل می‌شی و اون وقت همه‌جا هستی! امشب همون شبه. بیست‌وهفت مهر. اونا دقیقا نمی‌دونن مریضی من چیه، اما ...
1 جرعه خون تازه
1 جرعه خون تازه شب خارجی. نمای عمومی شهر. نمای عمومی پایتخت ملکشاه سلجوقی. پنجره‌ها تاریک‌اند. نوری به بیرون نمی‌تابد. خوابگاه خواجه نظام (همان زمان). زنی باریک‌اندام (راحیل) چون شبحی پرده‌های توری مشکی را کنار می‌زند، اما ناگهان دستی او را از پشت می‌کشد.
این‌جا کجاست (دی وی دی نمایش‌نامه)
این‌جا کجاست (دی وی دی نمایش‌نامه) نویسنده:نغمه ثمینی کارگردان:شیوا مسعودی کارگردان تلویزیونی:بابک برزویه بازیگر:ریما رامین‌فر طراح لباس: نرمین نظمی دستیار کارگردان: سعید رمضان‌زاده موسیقی: صادق تسبیحی طراح پوستر: محمد حسینی‌برزی طراح جلد: روهینا(فرید حامدی)
هیولاخوانی
هیولاخوانی ابراهیم: به تو محرمه، به این دنیا نامحرمه. بهت گفتم حرف که می‌زنی باهاش، روحشو معذب می‌کنی. نمی‌تونه جواب بده، معذب می‌شه. نگفتم داستان حضرت هابیلو برات؟ مرضیه: گفتین عموجان. ابراهیم: چی گفتم؟ مرضیه: یادمه عموجان. ابراهیم: بگو! کلمه به کلمه‌شو!
مشاهده تمام رمان های نغمه ثمینی
مجموعه‌ها