رمان خارجی

محاکمه (با نقد و تفسیر محاکمه قصر گمشده)

«حتما کسی به ژوزف کا. تهمت‌زده بود، زیرا بی‌آن که خطایی از او سر زده باشد، یک روز صبح بازداشت شد.» رمان «محاکمه» با جمله فوق آغاز می‌شود. متهم، ژوزف‌کا.، در حین جستجوی قاضی پرونده خود، به این موضوع پی می‌برد که همه جا «دادگاه» است و راه گریزی نیز وجود ندارد.

اشاره
9789648936902
۱۳۹۶
۵۱۲ صفحه
۶۵۵ مشاهده
۰ نقل قول
فرانتس کافکا
صفحه نویسنده فرانتس کافکا
۷۸ رمان فرانتس کافکا، نویسنده آلمانی‌زبان اهل پراگ، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در پراگِ امپراتوری اتریش-مجارستان به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با کار اداری، نوشتن شبانه و زیستن در حاشیه زبان و هویت شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با ...
دیگر رمان‌های فرانتس کافکا
کوتاه ترین داستان ها
کوتاه ترین داستان ها فرانتس کافکا یکی از مهمترین نویسندگان آلمانی زبان است که آثارش از تاثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار می آیند. او موفق به خلق نوع منحصر به فردی از ادبیات شد که امروزه کافکایی می گویند. در ایران بارها کافکا را با صادق هدایت مقایسه کردند. کافکا پیش از مرگش از دوستش خواست که آثارش را بسوزاند اما او ...
مسخ و داستان‌های دیگر
مسخ و داستان‌های دیگر رساترین تعریفی که می‌توانیم از هنر به دست دهیم این است: زیبایی به اضافه دریغ. هر جا زیبایی هست، دریغ هم هست، به این دلیل ساده که زیبایی محکوم به فناست. زیبایی همیشه می‌میرد، وقتی ماده بمیرد، رفتار هم می‌میرد، وقتی فرد بمیرد، جهان هم می‌میرد. اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیالپردازی حشره شناسانه بداند، به ...
پژوهش های یک سگ همراه با دو نقد ادبی
پژوهش های یک سگ همراه با دو نقد ادبی «چه‌قدر زندگیم تغییر کرده است و در واقع چقدر تغییر نکرده است! اکنون که به گذشته فکر می‌کنم دورانی را به خاطر می‌آورم که هنوز در میان جامعه‌ی سگان زندگی می‌کردم و در همه آن‌چه که آن‌ها را به خود مشغول می‌کند، شریک بودم، سگی در میان سگ‌های دیگر. با مشاهده‌ی دقیق‌تر به نظرم می‌آید که این‌جا از دیرباز نقصی ...
مسخ
مسخ یک روز صبح، همین که گره گوار سامسا از خواب آشفته‌ای پرید، در رختخواب خود به حشره‌ای تمام عیار عجیبی تبدل شده بود. به پشت خوابیده و تنش مانند زره سخت شده بود. سرش را که بلند کرد، ملتفت شد که شکم قهوه‌ای مانند دارد که رویش را رگه‌هایی به شکل کمان تقسیم‌بندی کرده است...
نامه‌ای به فرزند متولد نشده‌ام
نامه‌ای به فرزند متولد نشده‌ام
مشاهده تمام رمان های فرانتس کافکا
مجموعه‌ها