بی آنکه اینقدر دو رویم یونسکو این نمایشنامه را با رنجهای روحی و ناخشنودی وجودی محسوس انباشته است. به روشنی اینجا جهنم یعنی من، تو و دیگران، دانستن و ندانستن، هستی و نیستی. آیا این همه برای یک انسان زیاد نیست؟
۲۴ رمان
اوژن یونسکو نمایشنامهنویس رومانیایی-فرانسوی و از چهرههای اصلی تئاتر ابزورد است. او در رومانی به دنیا آمد و بخش مهمی از زندگی و کار ادبیاش در فرانسه گذشت.
یونسکو با زبان روزمره کاری عجیب میکند: گفتوگوها در آثارش ظاهراً عادی شروع میشوند، اما کمکم معنا از هم میپاشد. شخصیتها حرف میزنند، اما ارتباط واقعی کمتر و کمتر میشود.
نمایشنامههایی مانند «کرگدن»، «آوازهخوان طاس» و «درس» نمونههایی از جهان او هستند. در این آثار، پوچی فقط یک مفهوم فلسفی نیست؛ روی صحنه، در ...
هذیان 2 نفره تا هر جایی که دوست داشته باشیم و دختر دم بخت
مرد: حتی اگه ندونن این جنگ برای چی شروع شده باز هم یه دلیلی براش پیدا میکنن. اونها به ورای دلایل خودشون نمیرن. زن: هیچوقت اونجوری که باید قطع نمیشه، چه فایدهای داره؟ مرد: به درد گذرون زندگی میخوره. زن: زندگی ما هم میگذره. نتیجه دلسردی از تاریخ. و همین تاریخ خود را با سر و صدای زیاد به ما ...
آوازخوان طاس
یونسکو از خودآموز «انگلیسی بدون زحمت» شخصیتها را به صحنه آورد و به گفتگویی مرکب از عناصر متفاوت، عبارات کوتاه، اصطلاحات و ساختار ساده دستوری، جان بخشید.
او خود میگوید که هرگز نمیدانسته «اسمیتها» واقعیت دارند یا تخیلی هستند. کار خلاقانه او این بوده که این زوج دوباره همدیگر را باز شناسند؛ آنها در حومه لندن زندگی میکنند، نامشان اسمیت است، ...
کرگدن
برانژه: (به ژان) زندگیکردن امری غیرعادیست.
ژان: برعکس، هیچی طبیعیتر از این نیست. دلیلش هم اینکه همهی مردم زندگی میکنند.
برانژه: تعداد مُردهها بیشتر از زندههاست. تعداد اونها روزبهروز بیشتر میشه، زندهها کمیابن.
ژان: مُردهها، باید گفت چنین چیزی وجود نداره! هاه! هاه!... (خندهی بلند) اونها هم به شما فشار میآرند؟ چیزی که نیست، چطوری میتونه فشار بیاره؟
برانژه: من خودم از خودم میپرسم ...