کار ما آرزو کردن است و کار تقدیر، رقم زدن. آرزوی ما یک صفحهای و تقدیرمان، قطورترین کتاب دنیاست. معنای زندگی پیوند آرزوهای قشنگ ما با حاشیهها و اتفاقات غیرقابل پیشبینی تقدیر است.
۶ رمان
هانیه ابوالقاسم نویسنده ایرانی است؛ در فضای نشر فارسی و آثار معاصر حضور دارد.
او با ایران پیوند دارد؛ همین زمینه در لحن، دغدغه یا مسیر حرفهای او رد مستقیم یا غیرمستقیم گذاشته است.
آثار نویسندگان این گروه معمولا با خانواده، رابطه، رشد فردی و تجربههای آشنا درگیرند.
ابوالقاسم را باید از مسیر متنهایش شناخت، چون دادههای عمومی زندگینامهای محدودند.
این نوع حضور، قفسه ادبیات فارسی را از نامها و صداهای متنوعتری پر میکند.
برای مخاطب فارسی، آثار او میتواند مسیری آرام برای خواندن روایتهایی ...
آرام جانم
حالا، زندگی رو مثل پازلی میدیدم که تکهةای جدا از همش به دست خودم بود. احساس میکردم تکتک قطعههای این پاز را درست و به موقع کنار هم چیدهام. آخرین تکه باقی مانده وجود دوست داشتنی یک بچه بود...
یادم تو را فراموش
بعد از مدتها، فرصت شد تا سری به دفترچه خاطراتم بزنم و نگاهی به تمام صفحاتش بیندازم. امسال پر از رنگ بود. نه خوب، نه بد. خوبیاش به این بود که زنده بودم و در کنار عزیزانم زندگی کردم. بدیاش هم به خاطر انتظار بود. بهترین سال و بهترین روز عمر من، زمانی است که خبری از خانواده دایی محسن ...
خیال خام
آخرین برف زمستانی از آسمانی میبارید. آن دانههای برف، آخرین تلاش زمستان برای به اثبات رساندن خود و فراموش نشدن بود. تلاش بیهودهای بود. چون آخرین فصل سال همیشه سپیده و پاک بوده و هست و خواهد بود. هیچکس عظمت و صلابت زمستان را فراموش نمیکند. آدمهای بزرگ هم هیچگاه فراموش نمیشوند...
بر بلندای نیستی
درهای کمد دیواری که در آن حبس شده بود میان زمین و آسمان تاب میخورد.
صدای زوزه باد میان نیمه باقیمانده طبقات میپیچید. از طبقه هفتم، تنها آن نصفه اتاق خواب مانده بود و آن کمد دیواری.
همین که میخواست چشمهایش را باز کند، باد به شدت وزید و درهای کمد محکم بسته شدند...