نمایش‌نامه

نمایش‌نامه شاعر (2)

در این مجموعه می‌خوانید: فرودگاه پرواز 707 ما از گذشته آمده‌ایم اتاق‌ها سایه‌ها سردخانه خواب انبارها پیله‌ها ماهتاب دریایی تولد اول، تولد دوم نیمکت آبی‌رنگ، در انتهای دریا ضیافتی مجلل

چلچله
9786008625315
۱۳۹۵
۱۶۰ صفحه
۱۵۹ مشاهده
۰ نقل قول
احمدرضا احمدی
صفحه نویسنده احمدرضا احمدی
۳۱ رمان احمدرضا احمدی، شاعر و نویسنده ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در کرمان به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با شعر نو، ادبیات کودک و زبانی ساده اما تصویری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با مجموعه شعرها و کتاب‌های ...
دیگر رمان‌های احمدرضا احمدی
شاعر و گل ها
شاعر و گل ها
در بهار خرگوش سفیدم را یافتم
در بهار خرگوش سفیدم را یافتم باز بهار آمد. صبح زود، با آواز قناری بیدار شدم. برف‌ها آب شده بودند. به کوچه دویدم. یک سفیدی، در کوچه می‌دوید. این، خرگوش سفید من بود. فریاد زدم: تو آزاد هستی، خرگوش کوچک سفید! روی هر رنگی که دوست داری جست و خیز کن، و خوش باش! بعد، پیراهن پرشکوفه‌ام را پوشیدم و به باغ دویدم، بازی کردم، دویدم، خندیدم...
در 1 پرانتز به دنیا آمدم
در 1 پرانتز به دنیا آمدم شاعری که طی سال‌ها دوست ما شده بود و هر روز شعر می‌نوشت. در هنگام بیماری به دیدار ما می‌آمد. برای ماه گل سرخ و دارو می‌آورد. وقتی شنیدیم سکته کرده است به بیمارستان رفتیم. من و نقطه، دو نقطه، ویرگول سوار آساتنسور شدیم. در آسانسور مردم ما را با وحشت نگاه می‌کردند...
دفتر اول (احمدرضا احمدی)
دفتر اول (احمدرضا احمدی) چقدر این باران دوستانه. بر سر من و تو بارید. شاید هم از همان باران دوستانه بود. که ما یکدیگر را گم کردیم. درختان جوانه زده بودند. که ما یکدیگر را گم کردیم. گم شدن تو و عشق من. محسوس بود. به آسانی نمی‌توانستیم. از آن دل بکنیم. مرگ به آرامی سراغ ما می‌آمد. دیگر قهرمانی در باران نبود. که ...
مرا چشم‌آبی صدا می‌کنند
مرا چشم‌آبی صدا می‌کنند چشمان من آبی است. مرا چشم آبی صدا می‌کنند. من رنگ آبی را دوست دارم. هشت سال دارم. هفت آرزو دارم...
مشاهده تمام رمان های احمدرضا احمدی
مجموعه‌ها