رمان خارجی

مجموعه من پیش از تو پس از تو (با قاب) 2جلدی

آن شب نتوانستم بخوابم. در اتاق قوطی کبریتی دراز کشیدم و به سقف چشم دوختم و تلاش کردم با دقت تمام دو ماه گذشته را براساس آن‌چه اکنون می‌دانستم، بازسازی کنم. گویی همه‌چیز تغییر کرده بود، تکه‌تکه شده و در جای دیگر آرام گرفته بود، به قالبی تبدیل شده بود که من شناختی از آن نداشتم. لوسیا کلارک دختر پرستاری که در دنیای بزرگ‌تری به رویش گشوده شده است، می‌رود تا زندگی را از سر بگیرد و آهنگی دیگر از بودن خویش بنوازد. لوسیا که اینک تحول عظیمی در او رخ داده است با تجربه جدیدی روبه‌رو می‌شود و شرایط به گونه‌ای رقم می‌خورد که یک بار دیگر در آزمون زندگی شرکت می‌کند و بر سر دو راهی می‌ایستد. در نهایت مجبور می‌شود انتخابش را بکند و این شاید بزرگ‌ترین تصمیم زندگی‌اش باشد که...

شیدا رضایی
مصدق
9786001761584
۱۳۹۶
۹۵۲ صفحه
۵۸۷ مشاهده
۰ نقل قول
جوجو مویز
صفحه نویسنده جوجو مویز
۳۵ رمان جوجو مویز، رمان‌نویس و روزنامه‌نگار انگلیسی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لندن به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری و نوشتن رمان‌های عاطفی معاصر شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «من پیش از تو» و رمان‌های خانوادگی ...
دیگر رمان‌های جوجو مویز
خلیج نقره‌ای
خلیج نقره‌ای نمی‌دونین پایین اومدن و سقوط کردن چقدر آسونه. وقتی می‌فهمی که پایین پایینی و هیچ‌کی دور و برت نیست. مثل یه خواب می‌مونه که یهو نمی‌فهمی از کجا سر در آوردی. بعد یهو می‌بینی هیچ‌کی رو نداری که کمکت کنه یا حتا دلداری‌ت بده که آره می‌تونی برگردی و حرفاش یه نوری باشه تو قلبت که می‌شه برگشت. تو اون ...
من پیش از تو
من پیش از تو لوئیسا کلارک، دختری بیست و شش ساله و از طبقه کارگر جامعه است که به همراه خانواده‌اش زندگی می‌کند. زندگی یکنواخت و فاقد بلند پروازی او مدام تحت‌الشعاع موفقیت‌های خواهر کوچکترش ترینا، قرار دارد تا این که یک روز صبح شغل هفت ساله‌اش در کافه محلی را از دست می‌دهد. او به ناچار به مرکز کاریابی مراجعه می‌کند و با ...
آن‌که به من ستاره بخشید
آن‌که به من ستاره بخشید «راستش، بدجوری گیر افتادم.» مارجری اخم کرد: «تو گیر نیفتادی.» «گفتنش برای تو راحته. تو خونه داری، بلدی چطور از خودت مراقبت کنی.» «آلیس، تو مجبور نیستی طبق قوانین اونا پیش بر. مجبور نیستی طبق قوانین هیچ کس پیش بری. به جهنم، اگه دلت میخواد میتونی همین امروز شال وکلاه کنی وبرگردی انگلستان.» «نمی تونم...» «می خوام یه چیزی بهت بگم.» ناگهان بازوی آلیس ...
دختری که رهایش کردی
دختری که رهایش کردی می‌دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشتت می‌سپری؟ یه جورایی بهت خوشامد می‌گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی. مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود می‌اومد. به زودی می‌تونستم ادوارد رو ببینم. ما تو اون دنیا به هم می‌رسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگر اون‌قدری بی‌رحم نیست ...
دختری که ترکش کردی
دختری که ترکش کردی دو زن جوان با فاصله زمانی یک سده، بر سر چیزی که بدان عشق می‌ورزند مبارزه می‌کنند و بهای آن را نیز می‌پردازند. آن چه موجب ارتباط این دو زن فرانسوی و انگلیسی در رمان می‌شود تابلویی است به نام دختری که ترکش کردی که ادوار از همسرش سوفی کشیده و پس از آن برای مقابله با آلمان‌ها در جنگ ...
مشاهده تمام رمان های جوجو مویز
مجموعه‌ها