شعر

سودای کولی‌وار (مجموعه شعر)

حقیقت را می‌دانم، حقیقت‌های دیگر را فراموش کن. نه به جنگی نیاز است نه به جدالی. نگاه کن، غروب سر رسیده است. چیزی به شب نمانده. برای چه می‌جنگیم، شاعران، عاشقان، حاکمان، باد دیگر آرام گرفته است، زمین نم‌دار است از شبنم توفان ستاره‌ها رو به آرامی است. دیری نمی‌رسد، پلک بر هم می‌گذاریم در زیر خاک. مایی که بر روی آن خواب را برای همدیگر حرام کرده‌ایم.

احمد پوری
چشمه
9786002297693
۱۳۹۵
۱۰۴ صفحه
۱۱۹ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مارینا تسوتایوا
تو مثل من فردا دنیا آمدی
تو مثل من فردا دنیا آمدی "تو مثل من فردا دنیا آمدی" سندی استثنایی از تبادلات ادبی میان سه شاعر بزرگ قرن بیستم: بوریس پاسترناک، راینر ماریا ریلکه و مارینا تسوتایوا. این مجموعه، که شامل نامه‌هایی از سال‌های 1926 و 1927 است، پنجره‌ای نادر به دنیای فکری و عاطفی این شاعران می‌گشاید و دغدغه‌های هنری، چالش‌های شخصی و تحسین عمیق آنان را نسبت به یکدیگر آشکار ...
مشاهده تمام رمان های مارینا تسوتایوا
مجموعه‌ها