رمان خارجی

عشق هرگز نمی‌میرد (بلندی‌های بادگیر)

(wuthering heights)

تازه از ملاقات صاحب‌خانه‌ام برگشته بودم. او مردی تنها و گوشه‌گیر بود که شاید بعدها با او به مشکل برخورد کنم. روستای زیبایی که حتی در تمام سرزمین انگلستان هم نمی‌توانستم جایی به آرامی اینجا پیدا کنم که از هیاهوی شهرها و مردم خبری در آن نبود و مکانی دنج برای کسانی که از مردم دوری می‌کنند، من و آقای هیث کلیف می‌توانستیم به خوبی ، تنهایی‌های خودمان را تقسیم کنیم. او مرد خیلی خوبی است...

یوسف سیفی
یاران
9789642342105
۱۳۹۶
۴۱۸ صفحه
۴۷۶ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
امیلی برونته
صفحه نویسنده امیلی برونته
۱۰ رمان امیلی برونته نویسنده و شاعر انگلیسی است که با تنها رمانش، «بلندی‌های بادگیر»، جایگاهی کم‌نظیر در ادبیات جهان پیدا کرد. او در خانواده برونته و در فضای خلوت و سخت یورکشایر رشد کرد؛ طبیعت خشن و انزوای آن منطقه در جهان داستانی‌اش حضوری پررنگ دارد. «بلندی‌های بادگیر» رمانی درباره عشق، انتقام، طبقه و خشونت عاطفی است؛ اثری که با معیارهای رمان عاشقانه ساده قابل توضیح نیست. امیلی برونته شخصیت‌هایی می‌سازد که آرام و قابل مهار نیستند. احساسات در اثر او نیرویی طبیعی و ...
دیگر رمان‌های امیلی برونته
بلندی‌های بادگیر (عشق هرگز نمی‌میرد)
بلندی‌های بادگیر (عشق هرگز نمی‌میرد) بلندی‌های بادگیر روایت عشق است و انتقام، با شخصیت‌هایی که آمیزه لطافت و خشونت‌اند، مهر و کین، امید و بیم،... در مکانی که آن هم آمیزه‌ای است از گرما و سرما، روشنایی و تاریکی، تابستان طراوت‌بخش و زمستان اندوه‌بار. آیا خفته‌های این خاک آرام خواب‌زده‌هایی بی‌قرارند؟ امیلی برونته با همین داستان شورانگیز به بلندی‌های ادبیات صعود کرده است.
بلندی‌های بادگیر (عشق هرگز نمی‌میرد و ادرینگ هاتیز)
بلندی‌های بادگیر (عشق هرگز نمی‌میرد و ادرینگ هاتیز) با خود می‌اندیشم: ‹‹ای مرد بدبخت! تو نیز مانند سایر همنوعانت قلبی در سینه‌ات می‌طپد و اعصابی داری که در برابر غم‌ها و شادی‌ها حساسیت نشان می‌دهد. چرا بیهوده سعی می‌کنی عکس‌العمل قلب اعصابت را از شنیدن خبر این فاجعه پنهان داری؟ چرا می‌خواهی وانمود کنی که خونسردی و آرامش خود را از دست نداده‌ای؟ این کبر و غرور تو ...
بلندی‌های بادخیز (عشق هرگز نمی‌میرد)
بلندی‌های بادخیز (عشق هرگز نمی‌میرد) بلندی‌های بادگیر روایت عشق است و انتقام، با شخصیت‌هایی که آمیزه لطافت و خشونت‌اند، مهر و کین، امید و بیم،... در مکانی که آن هم آمیزه‌ای است از گرما و سرما، روشنایی و تاریکی، تابستان طراوت‌بخش و زمستان اندوه‌بار. آیا خفته‌های این خاک آرام خواب‌زده‌هایی بی‌قرارند؟ امیلی برونته با همین داستان شورانگیز به بلندی‌های ادبیات صعود کرده است.
بلندی‌های بادگیر
بلندی‌های بادگیر با خود می‌اندیشم: ‹‹ای مرد بدبخت! تو نیز مانند سایر همنوعانت قلبی در سینه‌ات می‌طپد و اعصابی داری که در برابر غم‌ها و شادی‌ها حساسیت نشان می‌دهد. چرا بیهوده سعی می‌کنی عکس‌العمل قلب اعصابت را از شنیدن خبر این فاجعه پنهان داری؟ چرا می‌خواهی وانمود کنی که خونسردی و آرامش خود را از دست نداده‌ای؟ این کبر و غرور تو ...
مشاهده تمام رمان های امیلی برونته
مجموعه‌ها