رمان ایرانی

سپیدبال

«سپیدبال» عقاب کوچولوی تازه به دنیا آمده‌ی کوهستان البرز بود! سه شب و چهار روز از چشم باز کردنش می‌گذشت و تمام مدت توی لانه‌ی حصیری‌شان، بالای قله‌های البرز نشسته و همراه پسرعمویش، که او هم تازه به دنیا آمده بود و در لانه‌ی آن وری بود، با دهان باز منتظر رسیدن غذا می‌شد.

موج
9789645834843
۱۳۹۶
۲۴ صفحه
۱۷۱ مشاهده
۰ نقل قول
آرمان آرین
صفحه نویسنده آرمان آرین
۲۵ رمان آرمان آرین نویسنده ایرانی ادبیات نوجوان و فانتزی است. او در تهران به دنیا آمد و با آثاری شناخته شد که به اسطوره، تاریخ و جهان‌های خیال‌انگیز ایرانی نزدیک‌اند. آرین از نویسندگانی است که تلاش کرده فانتزی را با ریشه‌های فرهنگی و تاریخی ایران پیوند بدهد. در آثار او، ماجراجویی نوجوانانه فقط تقلید از الگوهای غربی نیست و به میراث روایی فارسی هم چشم دارد. مجموعه‌هایی مانند «پارسیان و من» و آثار تاریخی-اسطوره‌ای او، برای مخاطبانی نوشته شده‌اند که به روایت‌های پرکشش، ...
دیگر رمان‌های آرمان آرین
کابوس باغ سیاه
کابوس باغ سیاه از باغ، همیشه صدای کلاغ می‌آید. لانه‌هایش بالای درخت‌های خشکیده سپیدار است و گروه گروه، آن بالاها می‌چرخند. دیوار مستطیلی باغ ما، چهار ضلع گلی و بلند دارد، در بعضی جاها کمی ریخته و بدترکیب و سردستی، بازسازی شده و در برخی نقطه‌ها هنوز قطور و قبراق، ما را دربر گرفته است.
پارسیان و من
پارسیان و من در نخستین رمان اسطوره‌ای ایران، اردشیر نوجوانی ست که از جهان معاصر، گام بر زمان می‌نهد و سر از زمانه‌ی ضحاک ماردوش (آژی دهاک) برون می‌آورد. او با نگاهی امروزین و ایرانی و انسانی، زندگی در آن دوران را تجربه می‌کند و در کنار کاوه و فریدون و ایرج و ... با همه زوایای این بزرگ‌ترین ماجرای اسطوره‌ای تاریخ بشر آشنا ...
تاریک‌روشنا
تاریک‌روشنا تاریک‌روشنا نخستین داستان بلند ایرانی با بن‌مایه‌های معنوی اسطوره‌ای است که ماجرایش در آینده‌ای دور به سال 3000 میلادی می‌گذرد: در کهکشانی دوردست سیاره‌هایی ناشناخته و مردمانی دیگرگون شده و اغلب غریبه که شاید منش‌شان برآیندی از کنش‌های همین امروز ما باشد.
تاریک روشنا
تاریک روشنا "تاریک روشنا" نخستین داستان بلند ایرانی با بن‌مایه‌های معنوی - اسطوره‌ای‌ست که ماجرایش در آینده‌ای دور، به سال 3000 میلادی می‌گذرد؛ در کهکشانی دوردست، سیاره‌هایی ناشناخته و مردمانی دگرگون‌ شده و غریبه که شاید برآیندی از همین امروز ما باشند. «... و روشنا زمزمه می‌کند: نه من، نه تو و نه هیچ آدمیزاد دیگری، در بهترین نقطه ننشسته‌ایم. هر کس ...
حماسه سرآغاز (پتش خوارگر 1)
حماسه سرآغاز (پتش خوارگر 1) پاهای پسرک از وحشت قفل شده بودند و دست‌هایش می‌لرزیدند. اگر برمی‌خاست و به سوی درخت دیگری می‌دوید، غول بی‌تردید او را می‌دید و با دو قدم به او می‌رسید و اگر همان‌جا می‌ماند، غول چند ثانیه دیگر بالای سرش بود! در همین فکرها بود که ناگهان دو دست نیرومند، از فراز همان درخت، بر سرش فرود آمدند و پیش ...
مشاهده تمام رمان های آرمان آرین
مجموعه‌ها