مجموعه داستان خارجی

مرد اسب

(Casi un objeto)

صندلی شروع به افتادن کرد، شروع به پایین آمدن، شروع به کج شدن، شروع به سقوط کردن، شروع به باز شدن، ولی نه به معنای واقعی واژه‌ها باز شدن یا باز کردن، به معنای گشودن یا برداشتن بندهاست. خوب، در مورد صندلی نمی‌توان گفت که بند دارد. اگر هم داشته باشد، برای نگه داشتن صندلی شروع به افتادن می‌کنند، و نه این‌که در حال باز شدن هستند...

یوبان
9786008349150
۱۳۹۶
۱۶۰ صفحه
۳۵۳ مشاهده
۰ نقل قول
ژوزه ساراماگو
صفحه نویسنده ژوزه ساراماگو
۴۱ رمان ژوزه ساراماگو، رمان‌نویس پرتغالی و برنده نوبل ادبیات، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در آزینیاگا پرتغال به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، سیاست و تجربه‌های روایی جسورانه شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «کوری»، «همه نام‌ها» و ...
دیگر رمان‌های ژوزه ساراماگو
تاریخ محاصره لیسبون
تاریخ محاصره لیسبون
کوری
کوری انتقاد ژوزه ساراماگو در این رمان از نشناختن آدم‌ها نسبت به وجوه خود و قدرت تعقل و توانایی‌های درونی خودشان است. کوری‌ای که در این رمان شیوع پیدا می‌کند و در مدت کمی گریبانگیر تمام اقشار جامعه می‌شود برخلاف بیماری کوری، یک مرض نامتعارف است. کورهای این رمان به جای آن‌که در یک تاریکی مطلق غرق شوند، در یک سفیدی ...
آناخوسیفا
آناخوسیفا "دون خوان"، پادشاه پرتغال که دو سال پیش با "آناخوسیفا"، ازدواج کرده نذر می‌کند که اگر صاحب فرزندی شد صومعه‌ای برای همسرش احداث نماید .پس از تولد کودک، پادشاه کشیشی را مسئول ساختن صومعه می‌کند که خود در آرزوی پرواز با ماشین پرنده است" .بالتازار "مردی است که در این کار به کشیش کمک می‌کند" .بلیموندا "همسر بالتازار که دارای ...
کوری
کوری کوری یک حکایت اخلاقی مدرن است، و مانند داستان‌های اخلاقی کهن پیام‌هایی اخلاقی را، اما برای مخاطبی امروزی، در خود نهفته دارد. به همین دلیل است که باز مانند آن داستان‌ها، قهرمان‌هایش نه به نام بلکه به صفت یاد می‌شود، و در آغاز کتاب نیز با نقل قول از اثری ناموجود به نام کتاب موعظه‌ها، به ما یادآوری می‌شود که ...
کوری
کوری چراغ راهنما زرد شد. دو تا از ماشین‌های جلویی قبل از قرمز شدن چراغ سرعت گرفتند و رفتند. آن‌گاه علامت مرد سبز رنگ داخل چراغ گذرگاه عابر پیاده روشن شد. افراد منتظر پا روی خط‌های سپید کشیده شده بر سطح سیاه و آسفالت شده خیابان گذاشتند تا از آن عبور کنند. شاید نامش گذرگاه عابر پیاده بود اما به نظر ...
مشاهده تمام رمان های ژوزه ساراماگو
مجموعه‌ها