پیش از آن که رفته باشم از دست.
بگذار دستهایت را دست خود بدانم.
دشتها و جنگل و کوه و دریایت را.
تن من کن.
پیش از آن که مرگ در ربایدم سرد.
در ایوانم پدیدار شو.
۲۶ رمان
جواد مجابی شاعر، نویسنده، طنزپرداز، منتقد هنری و روزنامهنگار ایرانی است. او در قزوین به دنیا آمد و از چهرههایی است که هم در ادبیات و هم در نقد هنرهای تجسمی حضوری جدی داشته است.
مجابی نویسندهای چندشاخه است؛ شعر نوشته، رمان و داستان منتشر کرده، طنز اجتماعی کار کرده و درباره نقاشی و هنر معاصر ایران نوشته است. این گستردگی باعث میشود او را نتوان فقط در یک قالب محدود کرد.
در آثار داستانی و طنز او، نگاه انتقادی به جامعه ...
تاریخ طنز ادبی ایران 2 (2جلدی)
در برابر این پرسش که آیا ما مردم شوخطبعی هستیم، پاسخ بیشک آری است. نمونههای باقیمانده از دو هزار و پانصد سال پیش به این طرف نشان میدهد ما نیز مانند بسیاری از فرهنگهای جهان شوخیهای مختص به خود را داشتهایم. نوع شوخی و هدف ساختن و رواج شوخیها و پذیرش آن میتواند از فرهنگی تا فرهنگ دیگر، در هر ...
عین حب نبات
پیش از اختراع تلویزیون ما اینقدر در محاصره جنازههای جهانی و اجساد تاریخی نبودهایم. شاید آزار طلبی عمومی، ما را صاحب رسانهای کرده، که صبحانهمان را ضمن درگیری با جنگ و زلزله و سیل کوفت میکنیم، ناهار را در هجوم توطئههای کثیف جهانخوران و دسائس جنایتکاران ناشناخته میلمبانیم و شام را صرف میکنیم طوری که تا زانو در خون کودکان ...
یادداشتهای آدم پرمدعا
خطری که آدم پرمدعا را تهدید میکند این است که اگر حجم «ادعا» را از او کم کنیم جز طرحی از پوست چروکیده باقی نخواهد ماند.
نیشخند ایرانی (گزینه داستانها و یادداشتهای طنزآمیز و طرحهای هجایی کاتب) مجموعه داستان
این کتاب شامل گزینهای از چهار کتاب شامل یادداشتهای آدم پرمدعا، آقای ذوزنقه، یادداشتهای بدون تاریخ شب نگارهها میباشد. این کتاب یادآور روزها و سالهایی است که در آن مردم و وطن را عاشقانه نگریسته و مومنانه تصویر کردهام. به تو تقدیم میکنم که آن روزها هنوز یه دنیا نیامده بودی، حالا که مخاطب من شدهای حرفهای دیگری هم با ...
گفتن در عین نگفتن
گاهی نیمشب، به رسم دیرین، میروم توی باغ. سن و سال قدم زدن در تاریکی برام خطرناک است، اما این تاریکی از ظلمتی رعبانگیز که بر رویای هر شبهام فرو میافتد سیاهتر نیست. راه میروم و جایی در راه حس میکنم مادرم دنبالم میآید، نگران. صدای پایی نمیشنوم، اما دلم میگوید پیجوی من و مواظب من است.
هیچ قت برنگشتهام تا ...