شعر

شعر 26

پیش از آن که رفته باشم از دست. بگذار دست‌هایت را دست خود بدانم. دشت‌ها و جنگل و کوه و دریایت را. تن من کن. پیش از آن که مرگ در ربایدم سرد. در ایوانم پدیدار شو.

بوتیمار
9786004042734
۱۳۹۶
۲۲۴ صفحه
۱۴۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده جواد مجابی
۲۶ رمان جواد مجابی شاعر، نویسنده، طنزپرداز، منتقد هنری و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در قزوین به دنیا آمد و از چهره‌هایی است که هم در ادبیات و هم در نقد هنرهای تجسمی حضوری جدی داشته است. مجابی نویسنده‌ای چندشاخه است؛ شعر نوشته، رمان و داستان منتشر کرده، طنز اجتماعی کار کرده و درباره نقاشی و هنر معاصر ایران نوشته است. این گستردگی باعث می‌شود او را نتوان فقط در یک قالب محدود کرد. در آثار داستانی و طنز او، نگاه انتقادی به جامعه ...
دیگر رمان‌های جواد مجابی
بغل کردن دنیا (طنز نگاره)
بغل کردن دنیا (طنز نگاره) فروردین: خوشبختی بزرگی در نزدیکی شماست، آن را به خوبی نمی‌بینید، چون کورید، یا عقل درست و حسابی ندارید، کافی‌ست نگاهی به اطراف خود در بانک بیاندازید، توی این شغل ساده‌ترین کار اختلاس‌ست، کافی‌ست بتوانید حساب‌سازی کنید. اگر تنهایی جرئت ندارید باند تشکیل بدهید، با خودتان روراست باشید، از ته دل پول پرست هستید، خب چه عیبی دارد؟ متولدین این ...
در این هوا
در این هوا در این هوا یک رمان و داستان کارگردان و گروه بازیگرانی است که گردهم آمده‌اند تا نقش دیگری را ایفا کنند، و پس از آن باز خود باشند و همه چیز را در چنگ خود داشته باشند، غافل از اینکه بازی‌خوردة بازی خویش‌اند و دانسته و ندانسته به بازی واداشته شده‌اند. این کتاب زندگی و بازی‌های ناگزیرش را تصویر ...
شب ملخ
شب ملخ «شب ملخ» کتابی نوشته جواد مجابی، نویسنده، شاعر و منتقد شناخته‌شده‌ی ادبی است. این اثر در دسته ادبیات داستانی بلند فانتزی قرار می گیرد و موضوعی درباره جنگ دارد که با زبانی طنز و نقادانه روایت می شود. «شب ملخ» که داستان آن مربوط به زمان کوتاهی پس از آتش بس میان ایران و عراق است از جایی آغاز می ...
از قلعه تا سرحد
از قلعه تا سرحد چکاوک روی نزدیکترین شاخه گردو نشسته بود. هویی زد. آقا دستی تکان داد. پرنده نپرید. پرسیدم:چکاوک است؟ آقا گفت: چه می‌دانم چکاوک دوباره هویی زد، یقین کردم چکاوک است که می‌گفتند فال بد می‌زند. گفتم اگر چکاوک نیست ، پس چه مرغیست؟ چه می‌دانم، حوصله داری پسر؟ آقا روزنامه می‌خواند، چکاوک هو می‌زد،من گرسنه بودم، باغ داغ بود. صدای موتور آمد، جیپ بود ، ایستاد.
به قول مردم گفتنی (چند و چونی خندستانی)
به قول مردم گفتنی (چند و چونی خندستانی) ادبیات مردمی بخش مهمی از فرهنگ شفاهی هر ملتی است که حامل آرزوها، انتقادها و رابطه‌های تلخ و شیرین و شور افراد یک جامعه است. ادبیات شفاهی شامل قصه‌ها، متل‌ها و متلک‌ها، ضرب‌المثل‌ها و تمثیل‌ها، لطیفه‌ها و هجویه‌ها، تکیه‌کلام‌ها، زبان‌های مخفی و اصطلاحات عوامانه هر دوره است. اضافه می‌شود به این بخش: انواع فحش‌ها و نفرین‌ها، دعاها و تعاریف‌ها، سرودها ...
مشاهده تمام رمان های جواد مجابی
مجموعه‌ها